دستور بدهد حتى جانشين او يا يكى از نگهبانان و دربانان او حق تنبيه غلامان را نداشتند او غلامان خردسال را مىخريد و تربيت مىكرد و بفرماندهان و سالاران خود مىبخشيد ولى مواجب آنها را خود مىپرداخت . و در خفا با آنها نيكى مىكرد تا آنها از كار سران سپاه آگاه شوند و به او خبر بدهند . هر يكى از فرماندهان و قائدين از غلامان خود حذر مىكردند و مىانديشيدند .
حكايت شده كه عمرو ( صفار ) والى فارس را كه ابو حصين بود غضب نمود او را واداشت كه املاك و اموال خود را بفروشد و قيمت آنها را به او بدهد او هم كرد بعد از آن بزندان انداخت و از او صد هزار درهم خواست او نتوانست آن مبلغ را تهيه كند ناگزير درخواست ملاقات ابو سعيد منشى ( صفار ) را كرد او اجازهء ملاقات داد و ابو حصين موضوع تاديه صد هزار درهم را مطرح كرد و از او خواست كه ضمانت كند كه اگر نپردازد كشته خواهد شد و وعده داد اگر از زندان آزاد شود مبلغ را تهيه كند ابو سعيد جوانمردى كرد و او را از زندان رها نمود ( با تاديه صد هزار درهم ) ابو حصين كه آزاد شد بسيار كوشيد و نتوانست مبلغ را تهيه كند ناگزير دوباره نزد ابو سعيد رفت و آماده كشته شدن گرديد . عمرو آگاه شد و گفت :
به خدا نميدانم كار كدام يك از آن دو شگفت آورتر است . كار ابو سعيد كه صد هزار درهم وجه الضمان او را پرداخت يا كار ابو الحصين كه بعد از رهائى و نجات دوباره بازگشت و آماده كشته شدن گرديد ؟ پس از آن از او عفو كرد و مقام نخستين او را برگردانيد .
عمرو هميشه با لشكر خود انبانهاى بسيار حمل مىكرد و كسى نمىدانست كه آنها را براى چه كارى اندوخته تا آنكه روزى گروهى از متمردين را قصد كرد .
ميان او و آنها يك دشت يا باطلاق غير قابل عبور بود عمرو دستور داد كه انبانها را پر از شن و ريك كنند و آنها را در راه عبور اندازند چون انبانهاى پر از شن را در وادى انداخت و طريق عبور را آماده كرد فرمان داد سپاه بگذرد و چون سپاه او از آن راه همواره شده عبور كرد دشمن را غافل گير نمود زيرا تصور نمىشد كه كسى از آن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢