چون ابو سعيد جنابى عباس را آزاد كرد به او يك درج ( لوله نامه ) داد و گفت :
در اين كتاب اسراى هست كه بايد معتضد آنها را بداند چون عباس نزد معتضد رفت پس از گله و ملامت درج را از او گرفت و باز كرد يك نامه سفيد در آن ديد بعباس گفت : هيچ چيز در اين ورق نوشته نشده ولى رمز آن اين است كه من بدانم ترا با سپاه ( عظيم ) فرستادم و تو تنها بازگشتى .
در ماه ذى القعده بدر غلام طائى بر قرمطيان حمله و آنها را غافلگير كرد عده بسيارى از آنها را كشت . در پيرامون ميسان ( دشت ميشان ) و جاهاى ديگر عدهء قرمطى كشته شدند ولى ترسيد كه خوزستان ويران شود زيرا آنها برزگر بودند عدهء از رؤساء را كشت .
بيان گرفتارى عمر و صفار و تسلط اسماعيل بر خراسان
در آن سال و در ماه ربيع الاول عمرو بن ليث صفار گرفتار شد . سبب اين بود كه عمرو مذكور سر بريده رافع بن هرثمه را براى معتضد فرستاد و از او درخواست كرد كه ايالت ما وراء النهر را به او بسپارد و خلعت و پرچم هم فرستاد و عمرو در آن زمان در نيشابور بود . عمرو براى جنگ با اسماعيل بن احمد سامانى امير ما وراء النهر لشكرى بفرماندهى محمد بن بشير تجهيز و روانه نمود . محمد مذكور جانشين و حاجب و بهترين و نزديكترين ياران عمرو بزرگترين سرداران او محسوب مىشد . او را ( با لشكر ) بآمل فرستاد ( غير از آمل مازندران ) . اسماعيل با سپاه خود از رود جيحون گذشت و جنگ كرد و لشكر عمرو را شكست داد و خود محمد را كه فرمانده لشكر بود كشت و خود سوى بخارا رفت . خبر واقعه بعمرو رسيد كه در شهر نيشابور مقيم بود . براى جنگ اسماعيل آماده گرديد . ياران و سرداران او عقيده داشتند كه لشكرهاى خود را پياپى بفرستد و خود شخصا از جنگ با اسماعيل خوددارى كند او نپذيرفت و