تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
بغداد شدند . همه برهنه و گرسنه و پياده و خسته بودند . مونس مظفر تصميم گرفت كه بكوفه برود كه خبر رسيد قرمطيان از كوفه به محل « عين التمر » رفتند ( نزديك كربلا كه شفاثا ناميده مىشود ) از بغداد پانصد كشتى سريع السير فرستاد كه مانع عبور قرمطيان از رود فرات شود . پس از آن قرمطيان سوى « انبار » لشكر كشيدند مردم شهر پل را بريدند كه مانع عبور آنها شوند . قرمطيان در غرب فرات لشكر زدند ، ابو طاهر اتباع خود را به محل « حديثه » فرستاد از آنجا چند كشتى آوردند عدهء سيصد تن سوار كشتى كرد و بانبار فرستاد اهالى انبار غافل گير شدند و آن عده سيصد تن با پادگان خليفه در آن شهر نبرد كردند و عدهء را كشتند و بقيه منهزم شدند . قرمطيان شهر را گشودند و پل را دوباره بستند و ابو طاهر و عده چابك و برگزيده از پل گذشته و بار و بنه و بقيه لشكر را در جانب غربى گذاشتند . چون خبر عبور ابو طاهر از فرات و تصرف و فتح انبار باهل بغداد رسيد نصر حاجب با سپاهى عظيم از بغداد خارج و بمونس ملحق شد كه عده آنها بالغ بر چهل هزار و اندى سپاهى مجهز گرديد اين عده باستثناء غلامان و داوطلبان و اوباش يغماگر بود . ابو الهيجاء عبد اللّه بن حمدان هم همراه آنها بود برادرانش ابو الؤلؤ و ابو السرايا با عده خود نيز همراه سپاه بودند همه رفتند تا برود « زبارا » رسيدند كه دو فرسنگ از بغداد دور و در محل عقرقوف واقع شده بود . ( عقرقوف دور تر است شايد اشتباه شده باشد ) . ابو الهيجاء دستور داد كه پل را ويران كنند كه كردند ابو طاهر هم برود « زبارا » با عدهء پيش آهنگ لشكر يك مرد سياه زنگى پيشاپيش آنها بود كه نامش صبح بود نزديك شد . آن مرد سياه نزديك پل رفت و سپاه او را هدف تير كرده بود و او باكى نداشت تا به محل پل رسيد كه ديد پل ويران و بريده شده او از فزونى تيرها كه به او اصابت كرده بود مانند قندف ( جوجه تيغى ) شده قرمطيان كه ديدند پل ويران شده نتوانستند عبور كنند چون قرمطيان متوجه سپاه خليفه شدند بسيارى از سپاهيان ( از بيم آنان ) گريختند و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت