تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
ديدند كه لشكر خليفه سبقت جسته و شهر را بسته مدتى با مدافعين شهر بر برج و بارو جنگ كردند و چون نتوانستند شهر را فتح كنند بازگشتند و بسيار كشته دادند . چون اهالى بغداد شنيدند كه قرمطيان از « هيت » بازگشتند آسوده شدند و آرام گرفتند . چون مقتدر كمى عدهء قرمطيان را دانست گفت : خداوند هشتاد و اندى هزار سپاهى را لعنت كند كه از جنگ با دو هزار و هفتصد نفر درمانده‌اند . مردى نزد على بن عيسى ( وزير ) رفت و گفت : در جوار ما مردى شيرازى با قرمطيان همكيش است و با آنها مكاتبه مىكند و خبر مىدهد . وزير دستور داد كه او را احضار كنند چون حاضر شد از او بازپرسى كرد او هم صريحا اعتراف كرد و گفت من ابو طاهر را متابعت كرده‌ام كه ديدم او بر حق است بر خلافت تو و رفيق تو ( خليفه ) كه بر باطل هستيد كه مال ديگران را غارت ميكنيد . خداوند براى مردم زمين امام و حجت معين كرده و امام ما محمد مهدى بن فلان بن اسماعيل بن جعفر الصادق مقيم بلاد مغرب است . ما رافضى و اثنا عشرى نيستيم كه اثنا عشريان ( دوازده امامى ) از روى نادانى ادعا مىكنند امام منتظر دارند و يكى به ديگرى دروغ ميگويند و ادعاى رؤيت او را مىكنند و از روى جهل و حماقت مىگويند شنيديم كه او سرگرم تلاوت و قرائت است و نميدانند امكان ندارد كه امام غايب چنين عمر درازى داشته باشد . وزير به او گفت : تو با سپاه ما آميختى و آشنا شدى بگو كدام يك از آنها با اعتقاد تو همراه و با تو همكيش هستند ؟ گفت ( مرد شيرازى پيرو قرمطى ) تو با اين عقل وزير شدى ؟ آيا اميد دارى كه من قوم مؤمن را تسليم قوم كافر كنم كه آنها را بكشند ؟ من هرگز چنين كارى نخواهم كرد . امر كرد ( وزير ) او را بزنند و از قوت و آب محروم كنند او پس از سه روز درگذشت . ابن ابى الساج قبل از جنگ قرمطيان محمد بن خلف نيرمانى وزير خويش را بازداشت كرده و پانصد هزار دينار از او گرفته بود . ابو على بن هارون را بجاى او بمقام وزارت خود منصوب نمود . سبب اين بود كه نيرمانى داراى مرتبت بلند و مال بسيار و جاه و جلال شده