تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
راه بكنند و آن را بابوريا و خاك بپوشانند و خليفه در آن طرف چاه خواهد نشست كه با مونس وداع گويد و چون مونس از آن چاه سرپوشيده بگذرد در آن خواهد افتاد و او را خفه خواهند كرد و جسد مرده او را از چاه بيرون خواهند برد بدين سبب مونس از رفتن بكاخ خلافت خوددارى كرد . تمام سپاهيان سوار شدند و نزد مونس رفتند . از سالاران هم عبد اللّه بن حمدان و برادرانش هم نزد مونس رفتند و كاخ تهى گرديد - همه بمونس گفتند : ما با تو جنگ خواهيم كرد تا ريش تو برآيد ( او اخته بود و ريش نداشت و اين كنايه مبالغه در جانبازى است ) . مقتدر يك نامه به خط خود براى او فرستاد و سوگند ياد كرد كه آنچه به او گفته شده دروغ است و كسى كه به او خبر توطئه را داده بود جز دور كردن او از مولاى خود قصد ديگرى نداشته و او ( كه مقتدر باشد ) هرگز سپاهيان را براى چنين كارى ( توطئه ) نزد خود نخوانده بلكه خود آنها آمده بودند و او ( مقتدر ) آنها را متفرق كرد . پس از آن مونس با تمام سالاران بكاخ خلافت رفت و دست خليفه را بوسيد و وداع كرد و در دهه آخر ربيع الاخر راه مرز را گرفت . ابو العباس بن مقتدر كه الراضى باللّه باشد ( بعد خليفه راضى شد ) و على بن عيسى وزير براى بدرقه او خارج شدند و او براى جنگ روميان رفت .

بيان آمدن قرمطيان بعراق و كشتن يوسف بن ابى الساج

در آن سال خبر رسيد كه قرمطيان از هجر لشكر كشيدند و كوفه را قصد نمودند . پس از آن از بصره هم خبر رسيد كه سپاهى قرمطى از كنار بصره به قصد كوفه گذشت . مقتدر بيوسف بن ابى الساج نوشت و اطلاع داد و به او امر كرد كه بجنگ شتاب كند . ابن ابى الساج از واسط بكوفه لشكر كشيد و آن در تاريخ آخر ماه رمضان بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 204 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت