تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
درهم و بشعراء بيست هزار درهم و بادباء بيست هزار درهم و بصوفيان بيست هزار درهم بدهند كه جمع آن صد هزار درهم بود . چون او بوزارت مىرسيد نرخ چند چيز گران مىشد . يخ و شمع و شكر و كاغذ زيرا اين اشياء زياد به مصرف مىرسيد كه هم در كاخ او و هم از كاخ او بمردم داده مىشد . او هيچ عيبى نداشت جز اينكه ياران او ستم مىكردند و او آنها را از تعدى و ظلم باز نمىداشت . آنها هر چه مىخواستند مىكردند و مانعى از ستم و تعدى نداشتند . يكى از آنها ملك زنى را گرفت و به او ستم كرد او چند نامه شكايت آميز بوزير نوشت و او پاسخ نداد روزى جلو او را گرفت و گفت : ترا به خدا قسم مىدهم كه سخن مرا بشنو او ايستاد و گوش داد . آن زن گفت من چند نامه به تو نوشتم و تظلم كردم و تو به من پاسخ ندادى من اين بار از تو چشم پوشيدم و تظلم خود را به خدا نوشتم روز بعد كه وضع دگرگون شد باتباع خود گفت : من گمان مىبرم كه پاسخ تظلم آن زن ستم كش از خداوند رسيده باشد . چنين هم بود ( كه او سرنگون و منكوب گرديد ) .

بيان غلبه قرمطيان بر كوفه

در آن سال ابو طاهر قرمطى شهر كوفه را گشود . شرح آن بدين گونه بود . ابو طاهر اسراء حاج را كه ابن حمدان از آنها بود آزاد و رها كرد . بمقتدر پيغام داد كه شهر بصره و اهواز را به او واگذار كند و مقتدر به او پاسخ نداد او از هجر به قصد غارت حجاج لشكر كشيد . جعفر بن ورقاء شيبانى امير كوفه و راه حج بود . حجاج كه از بغداد به قصد حج رهسپار شدند جعفر مزبور پيشاپيش آنها رفت كه آنها را از غارت ابو طاهر مصون بدارد عدهء نگهبانان تحت فرمان او هزار مرد از ( قبيله ) بنى شيبان بودند ، از درباريان هم ثمال امير البحر و جنى صفوانى و طريف سبكرى با عدهء شش هزار مرد در كاروان حج بودند . ابو طاهر با جعفر شيبانى مقابله كرد و جعفر هم پايدارى نمود ولى ناگاه كمين قرمطيان از جناح راست بر او حمله كرد و او تاب نياورده تن بفرار داد . هنگام فرار با كاروان نخستين كه از عقبه آمده و راه كوفه را