تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و عجز پدر و پسر از اداره امور را بيان نمود و بسبب طول بيمارى خاقانى سپاهيان از تاخير حقوق خود بستوه آمدند و شوريدند . مقتدر بوزير پيغام داد و او در كار خود و شدت مرض و دوام آن درمانده بود و نمىتوانست كارى كند ناگزير مقتدر او را عزل و ابو العباس خصيبى را بجاى او نصب نمود به او خلعت ( وزارت ) هم داد . او او قبل از احراز آن مقام منشى مادر مقتدر بود و بعد از وزارت ابو يوسف عبد الرحمن - بن محمد آن كار را عهده دار شد ( پيشكارى مادر خليفه ) ، ابو يوسف صوفى و پارسا شده و پشمينه بتن كرده بود چون به آن كار برقرار شد ناگزير به حال نخستين بازگشت زيرا كارها متراكم شده بود او زهد و تصوف را ترك كرد . چون خصيبى بمقام وزارت رسيد على بن عيسى را كما كان برسيدگى كارهاى مصر و شام مستقر نمود . على بن عيسى از مكه به محل كار خود ميرفت و باز مىگشت . عمال را هم به كار مشغول نمود . ابو جعفر محمد بن قاسم كرخى را پس از گرفتن پنجاه و هشت هزار دينار - به كارهاى موصل و « ديار ربيعه » گماشت ( مبلغ را بمصادره و زور از او گرفت ) .

بيان فتح اهالى صقليه

در آن سال سالم بن راشد امير صقليه ( سيسيل ) لشكر كشيد مهدى ( فاطمى مؤسس خلافت فاطميان ) براى يارى او سپاهى از افريقا فرستاد . او ( امير ) سوى « انكبرده » لشكر كشيد و نبرد كرد و « غيران » و « ابرجه » را گشود و بازگشت و بعد سوى « قلوريه » لشكر كشيد و به شهر « طارنت » رسيد و آن را محاصره كرد و با ضرب شمشير گشود و آن در تاريخ ماه رمضان ( سال جارى ) بود . از آنجا لشكر صقليه شهر « اورنت » را قصد و محاصره كرد . خانه‌ها را ويران كرد . مسلمين بيمار شدند و بازگشتند . اهالى « صقليه » هميشه بروميان « صقليه » حمله و غارت مىكردند . همه املاك روم در صقليه و هم « قلوريه » را در معرض تاراج ميگذاردند .