تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
ابو ثابت امير طرسوس كه هنگام مرگ ابن اخشيد و بر حسب وصيت او بامارت رسيده بود بدفاع برخاست . ابو ثابت با شتاب خود را برود « رجان » رسانيد و بجنگ پرداخت كه گرفتار شد و مردمى كه با او بودند همه دچار شدند . در آن زمان ابو كلوب در محل « درب السلامه » سرگرم جنگ و غزا و دور از واقعه بود چون بازگشت تمام پيران و نگهبانان مرز را جمع كرد و آنها را بمشورت واداشت كه براى خود اميرى انتخاب كنند آنها همه متفقا ابن اعرابى را برگزيدند و كار خود را به او سپردند و آن در ماه ربيع الاخر سال جارى بود .

بيان غلبه معتضد بر وصيف و ياران او

در آن سال وصيف غلام و خادم ابن ابى الساج از محل « برذعه » گريخت و به محل « مالطيه » پناه برد كه آن محل هم تحت امارت خواجه او ( ابن ابى الساج ) بود . از آنجا بمعتضد نامه نوشت و درخواست امارت مرزها را كرد . معتضد نمايندگان حاصل نامه را گرفت و از آنها بازجوئى و بازپرسى نمود اقرار كردند كه وصيف بر حسب تبانى با خواجه خود بدان عمل اقرار كرده كه امارت مرزها را از خليفه بگيرد و بعد خواجهء او آنها را به تصرف خود درآرد . آنگاه هر دو محل « ديار مضر » بروند و آن را تملك نمايند . معتضد كه خبر توطئه و تبانى را شنيد وصيف را قصد كرد و در محل « عين سوداء » لشكر زد و خواست از راه « مصيصه » لشكر بكشد . جاسوسان رسيدند و به او خبر دادند كه وصيف محل « عين‌زربه » را قصد كرده . معتضد از دانايان و مطلعين بر اوضاع پرسيد كه راه نزديك را به او نشان دهند كه با وصيف مقابله كند . آنها او را سوى وصيف هدايت كردند . گروهى از لشكر معتضد پيشاپيش رفتند و با وصيف جنگ كردند و او را بدام انداختند و نزد معتضد بردند كه او را بزندان سپرد ، دستور داد منادى بلشكر وصيف امان بدهد . امان دادند و آنچه را سپاهيان معتضد از لشكريان وصيف بيغما برده بودند پس دادند . اين واقعه در هفدهم ماه