و شريكى نداشته . و در زمان خود بىنظير بود . او حافظ كتاب خداوند ( قرآن ) و عالم بقرائت ( اختلاف قرائت قرآن ) و بر معنى ( آيات ) آگاه و به احكام قرآن دانا و سنت شناس كه فنون سنن و طرق آنها و صحت و سقم و ناسخ و منسوخ را خوب مىدانست . گفته ياران و متابعين آنان را در احكام حلال و حرام از جمله معلومات او بوده . اخبار و تاريخ وقايع مردم را مىشناخت . كتاب مشهور تاريخ الملوك و الامم تاليف اوست . كتاب تفسير كه بىنظير است از اوست همچنين كتاب اصول و فروع فقه و بسيارى از كتب و گفته فقها و عقيده و طريقه و حكم آنها . او داراى علوم و مسائل ديگر است كه به شخص وى منحصر بوده و از روايت و نقل شده .
ابو احمد بن حسين بن على رازى چنين گويد : نخستين سؤالى كه امام ابو بكر بن خزيمه از من كرد اين بود . آيا از محمد بن جرير طبرى چيزى نقل كردى يا نوشتى ؟ گفتم : نه . گفت : چرا ؟ گفتم : او ظاهر نمىشود ( مردم را نمىپذيرد ) زيرا حنابله ( حنبليان - پيروان احمد بن حنبل ) مانع ظهور و ملاقات و مراوده او بودند گفت : بد مىكنند . اى كاش تو از هيچ كس نمىنوشتى و فقط از ابو جعفر ( طبرى ) مىنوشتى و روايت ميكردى .
حسينك ( مصغر حسين به فارسى ) كه نامش حسين بن على تميمى است از ابن خزيمه مانند اين روايت را نقل كرده .
ابن خزيمه چون كتاب تفسير طبرى را مطالعه كرد گفت : داناتر از ابو جعفر روى زمين نيست . حنابله ( حنبلىها ) به او ظلم كردند .
ابو محمد عبد اللّه بن احمد فرغانى پس از شمردن و بيان كردن تاليفات و تصنيفات او ( ابو جعفر طبرى ) گفت : ابو جعفر كسى بود كه در كار خداوند از هيچ ملامت و اعتراض باكى نداشت . در علم و بيان حق مانندى نداشت . او آنچه را خداوند بر او فرض كرده بود بدون بيم ترس مسلمين ادا ميكرد هرگز بباطل نگرديده و از اداء حق نترسيده و از دشنام و آزار اوباش نهراسيده . هر چه فاسدان بدخواه و نادان و ملحد درباره او مىگفتند تحمل مىكرد و ملول نمىشد . اما
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٦