اسلام منحصرا در همين كتاب كامل است و مزاياى كامل بعد از اين ظاهر خواهد شد ) در بغداد وفات يافت و در خانه خود به خاك سپرده شد زيرا عوام تجمع كرد و مانع رفتن او شدند و او رافضى و بعد ملحد گفتند . على بن عيسى ( وزير ) گفت : به خدا اگر از اينها ( عوام ) پرسيده شود معنى رافضى و الحاد چيست نخواهند دانست . ابن مسكويه صاحب تجارب الامم اين حكايت را چنين روايت كرده . ( من كه مولف باشد مىگويم ) حاشا آن امام ( طبرى ) از اين اتهام منزه مىباشد .
آنچه از قول عوام نقل شده چنين نيست بلكه ناشى از تعصب حنبلىها است كه نسبت بطبرى كينه داشتند او را بد كيش خواندند و عوام با آنها هماهنگ شدند يك سبب و علت ديگرى هم هست و آن اين است كه طبرى كتابى درباره فقها ؟
تأليف كرده و نام احمد بن حنبل را در آن كتاب نبرده بود به او اعتراض كردند گفت احمد بن حنبل فقيه نبود بلكه محدث بود بدين سبب پيروان احمد بن حنبل به او بدخواه و دشمن شدند و هر چه خواستند گفتند شعر :
حسدوا الفتى اذ لم ينالوا سعيه * فالناس أعداء ، له و خصوم
كضرائر الحسناء قلن لوجهها * حسدا و بغضا انه لذميم
يعنى : نسبت براد مرد حسد بردند كه مانند او سعى نكرده و رستگار نشدهاند .
مردم با او ( كه به او حسد برده و به او نرسيدهاند ) دشمن و خصم هستند .
مانند موهاى زن زيبا كه روى او را از روى رشك و كينه زشت گفتهاند .
من ( مولف ) چيزى از سخن پيشوايان درباره ابو جعفر ( طبرى ) نقل كردهام كه مقام و فضل و دانش و اعتقاد و مردم به صحت روايت و محل وثوق و اعتماد بودنش را ثابت مىكند از جمله قول امام ابو بكر خطيب است پس از نام بردن اشخاصى كه طبرى از آنها نقل كرده بود يا بالعكس كسانى كه خود از طبرى نقل و روايت كردهاند . او چنين گويد . او ( طبرى ) يكى از دانشمندانى است كه قول او حكم و حق و راى او قاطع بوده كه به آن اعتماد مىشود زيرا او دانا و فاضل بوده و در علومى كه جمع كرده و بدانها احاطه كرده بود هرگز مانند