در فضا نبود .
در همان سال در شهر موصل ميان طعام فروشان و كفش دوزان فتنه و ستيز برخاست و بازار كفش دوزان با هر چه در آن بود سوخت والى موصل در آن زمان عباس بن محمد بن اسحاق بن كنداج در خارج شهر بود بازگشت كه اهالى را كيفر دهد آنها بجنگ او كمر بستند و راهها را گرفتند و آماده دفاع شدند . چون وضع را بدان گونه ديد از نبرد دست كشيد و باعراب خارج شهر اجازه غارت و تخريب اطراف شهر را داد . اعراب هم همه جا را خراب كردند و به راهزنى و تاراج مشغول شدند بحديكه مردم را در ميدان و سر پل لخت مىكردند و اموال غارت را ميان خود تقسيم مينمودند . شهر ويران شد . خبر بخليفه رسيد او را از امارت و ايالت عزل كرد و آن در سنه سيصد و هشت بود . عبد اللّه بن محمد فتان كه مرد پرهيزگار و نيرومند بود امير آن بلاد شد او اعراب را از غارت منع كرد .
ابو يعلى محمد بن على بن مثنى موصلى صاحب مسند ( كتاب حديث با سند صحيح ) وفات يافت .
سنه سيصد و هشت
در آن سال مقتدر ابو الهيجاء بن حمدان را خلعت داد و راه خراسان و دينور را به او واگذار نمود به دو برادرش ابو العلاء و ابو السرايا هم خلعت داد .
در اين سال برادر صعلوك با مال و هدايا و تحف رسيد ( ببغداد ) او گزارش داد كه برادرش هميشه مطيع مقتدر ( خليفه ) خواهد بود .
ابراهيم بن حمدان درگذشت و آن در ماه محرم بود .
حكومت « دقوقا » و « عكبرا » و راه موصل به شخص بدر شرابى واگذار شد .
ابراهيم بن محمد بن سفيان يار مسلم بن حجاج ( صاحب كتاب مسند مسلم ) وفات يافت بواسطهء او كتاب صحيح مسلم تا امروز روايت شده است .