تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
قاضى ابو العباس احمد بن سريج فقيه شافعى بسن پنجاه و هفت سال درگذشت . كنيز مغنى ( نام مرد است ) كه بآواز ماهر و توانا بود درگذشت . ( كنيز ) بضم كاف و فتح نون و آخر آن زاء است ( بايد مصغر كنز كه كنج است باشد )

سنه سيصد و هفت

در آن سال حامد بن عباس ( وزير ) خراج را با مبلغ معين و گزاف بر عهده گرفت ( اعم از خرج و ماليات خاصه و عامه و خراج جديد ) خراج فرات و سواد بغداد ( پيرامون ) و سواد كوفه و واسط و بصره و اهواز و اصفهان . علت اقدام او به اين كار اين بود كه چون ديد دستش از كار وزارت كوتاه شده و على بن عيسى در تمام شئون وزارت فاعل ما يشاء و مستبد و مقتدر گشته خواست كارى كند و امر و نهى را به خود اختصاص دهد . از مقتدر اجازه خواست كه بواسط برود تا وجه تعهد شده را فراهم كند مقتدر به او اجازه داد و او رفت و كار خراج را انجام داد و مقتدر از وصول عايدات تعهد شده خشنود و خرسند گرديد كه ماليات گزاف و فزون شده بود . حامد كارها را بدست گرفت و على بن عيسى از او بيمناك شد . نرخ جنس و طعام گران شد . عوام و خواص همه جنبيدند و شوريدند و منبرها را شكستند زيرا حامد غله با سالاران و ملاكين را احتكار كرده بود شورشيان انبار و دكان مردم را غارت كردند و آرد و غله را بيغما بردند . مقتدر دستور داد كه حامد را احضار كنند او باهواز رفته بود و از آنجا احضار شد چون رسيد مردم دوباره سخت شوريدند حامد عده براى خاموش كردن فتنه فرستاد مردم با آن عده نبرد كردند و فائق شدند و دو پل بغداد را آتش زدند و زندان را شكستند و زندانيان را آزاد كردند و خانه رئيس شرطه ( پليس ) را غارت نمودند و چيزى براى او باقى نگذاشتند . مقتدر لشكرى بفرماندهى غريب الخال فرستاد و با عوام جنگ كرد كه منهزم شدند و به مسجد جامع پناه بردند و درها را بر خود بستند . او ( غريب الخال ) اطراف جامع را محاصره كرد و هر كه در آنجا بود گرفت بعضى را تازيانه زد و جمعى را بزندان افكند و آنانى كه مفسد بودند دست بريد . روز بعد