تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
خود جنايت عظمى نمودى كه با ابن فرات چنين و چنان كردى تو شيطان ابن فرات را كه بخواب فرو رفته بود بيدار و هشيار كردى . پس از آن اموال ابن فرات و ياران او را مصادره كردند و گرفتند و فرزندش محسن را زدند و مال او را ربودند . در آن سال « نزار » از رياست شرطه ( پليس ) بغداد عزل و بجاى او « نجح - طولونى » برقرار شد و در هر محله از محلات بغداد يك فقيه ( قاضى ) معين شد كه پليس بايد بفتوى و حكم آنان عمل كند بدين سبب دربار بسيار زبون شد و دزدان قوى و فعال شدند و دزدى و فساد و فتنه شيوع يافت و عياران شهر بغارت پرداختند و خانه بازرگانان را تاراج كردند و دختران مردم را از معابر ربودند و مفسدين فزون و نيرومند شدند .

بيان لشكر كشى مهدى علوى بمصر براى دومين بار

در آن سال مهدى امير افريقا سپاهى عظيم تجهيز و بفرماندهى فرزندش ابو القاسم روانه مصر كرد . اين دومين بار بود . آن سپاه در ماه ربيع الاخر سنه سيصد و هفت باسكندريه رسيد كه والى آن از طرف مقتدر شهر را بدرود گفت و قائم وارد آن شهر شد . از آنجا سوى مصر لشكر كشيد و به محل « جيزه » رسيد و « اشمونين » و بسيارى از املاك صعيد را تملك و تصرف نمود . باهالى مكه هم نوشت كه مطيع او باشند آنها نپذيرفتند . اخبار آن فتح ببغداد رسيد مقتدر مونس خادم را در ماه شعبان فرستاد و مونس سوى مصر شتاب كرد و ميان او و قائم جنگها رخ داد هشتاد كشتى جنگى هم به يارى قائم از افريقا رسيد و در اسكندريه لنگر انداخت فرماندهان كشتىها سليمان خادم و يعقوب كتامى بودند كه هر دو بسيار دلير بودند . مقتدر هم دستور داد كه كشتىهاى جنگى از طرسوس بجنگ آنها برود و بيست و پنج كشتى آتش افروز و نفط پاش رسيد كه فرمانده آنها ابو اليمن بود . كشتىها جنگ را آغاز كردند و كشتىهاى مقتدر غلبه يافته اغلب كشتىهاى افريقا را آتش زدند و عده كشته و اسير شدند .