سليمان خادم و يعقوب ( هر دو فرمانده ) هم اسير شدند . بسيارى از گرفتاران را كشتند و سايرين را آزاد كردند .
سليمان در زندان مصر هلاك شد و يعقوب را ببغداد فرستادند كه از آنجا گريخت و بافريقا بازگشت .
اما سپاه قائم كه چندين بار با سپاه مونس جنگ كرد و در همه حال مونس بر او غلبه كرد بدين سبب به او لقب مظفر دادند ( مونس مظفر - فيروز ) سپاه قائم دچار و با و قحط و غلا شدند كه اكثر افراد آن هلاك شدند و چهار پايان مردند و بقيه بافريقا پناه بردند . سپاه مصر هم آنها را دنبال كردند تا از آن ديار بيكبار دور شدند و قائم در ماه رجب به شهر « مهديه » بازگشت .
بيان حوادث
در آن سال بشر افشينى بلاد روم را غزا ( غزو ) و چندين قلعه را فتح كرد .
غنيمتى بدست آورد و بسلامت بازگشت .
« ثمال » ( سالار ) در درياى روم ( مديترانه ) هم غزا كرد و اسير و غنيمت گرفت و بازگشت .
در آن سال « جنى صفوانى » ( سالار ) داخل كشور روم شد . كشت و ربود و گرفت و آتش زد و بازگشت . نامههاى فتح همه جا بر منبر بغداد خوانده شد .
در آن سال فتنه ميان عوام و حنبلىها ( داراى مذهب احمد بن حنبل ) بر پا شد و خليفه گروهى از طرفين را گرفت و به شهر بصره تبعيد كرد كه در آنجا باز داشت شدند .
در آن سال مقتدر دستور داد كه يك بيمارستان بسازند مبلغى گزاف هم بناى آن خرج كرد نام آن را بيمارستان را مقتدرى نهادند .
قاضى محمد بن خلف بن حيان ابو بكر ضبى معروف بوكيع درگذشت او بتاريخ و احوال مردم دانا و داراى چند تاليف و تصنيف خوب بود .