تا آنكه محاصره شد و قناتى را كه آب را براى آنها مىرسانيد كور كردند . حسن با سپاهيان ناگزير شدند كه به مسجد جامع بروند و در عرض راه بسيارى از عوام را كشتند ولى چون نتوانست آنها را آرام كند ناچار باتفاق اعيان شهر از بصره خارج شد و راه واسط را گرفت . او را از سالارى عزل و بجاى او ابو دلف هاشم بن محمد خزاعى را نصب كردند كه مدت يك سال ماند و بعد بر كنار شد . پس از آن سبك مفلحى بنيابت شفيع مقتدرى بايالت و امارت آن سامان منصوب شد .
در آن سال ثمال خادم بفرماندهى سپاه براى جنگ روم در درياى روم ( مديترانه ) برگزيده و فرستاده شد . جنى صفوانى نيز بلاد روم را براى جنگ و غزا قصد كرد او ربود و تاراج نمود و اسير گرفت و بسلامت بازگشت .
در آن سال ابو خليفه محدث بصرى درگذشت .
در ماه جمادى الاولى همان سال ابو جعفر بن محمد بن عثمان عسكرى معروف بسمان ( روغن فروش ) كه عمرى هم ناميده ميشد و او رئيس اماميه ( شيعيان اثنى عشرى ) بود درگذشت او ادعا ميكرد كه من باب ورود بر امام منتظر ( صاحب الزمان ) هستم .
او وصيت كرد كه ابو القاسم بن حسين بن روح جانشين وى باشد . ( موضوع باب شدن از قديم بوده است ) .
در آخر همان سال احمد بن محمد بن شريح كه بمذهب شافعى دانا بود درگذشت .
سنه سيصد و شش
بيان عزل ابن فرات از وزارت و وزارت حامد بن عباس
در ماه جمادى همين سال بود كه وزير ابو الحسن بن فرات از وزارت عزل و بازداشت شد . مدت وزارت دوم او يك سال و پنج ماه و نوزده روز بود . علت انفصال و حبس او اين بود كه مواجب سواران را بتاخير انداخت و ادعا كرد كه مال صرف لشكركشى براى جنگ ابن ابى الساج شده و عايدات هم بسبب استيلاء يوسف ( ابن ابى الساج ) بر ملك رى و پيرامون آن نرسيده يا بدست او ( يوسف ) افتاده . بدين سبب