تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
بود اسير كردند . مردم دچار بلاى عظيمى شدند در آن هنگام سپاهيان سرگرم جنگ و تعقيب حسين بن حمدان بودند ( كه نتوانستند مانع هجوم و تسلط روم شوند ) حجاج از سفر حج پس از رنج بسيار و تشنگى و بيم بازگشتند . اعراب بر ابو حامد بن ورقاء بن محمد كه سالار محافظ بين راه بود هجوم بردند او دليرانه جنگ كرد و بر آنها فيروز شد عده كشته و بقيه اسير شدند اسراء را ببغداد فرستاد مقتدر دستور داد كه رئيس شرطه ( پليس ) آنها را بزندان بسپارد چون آنها را سوى زندان مىبردند عوام بر آنها هجوم برده كشتند و نعش آنان را بدجله انداختند . در محل « جامده » مردى قيام و ظهور كرد . خود را علوى گفت و عامل ( حاكم ) محل را كشت و از خزانه اموال بسيارى ربود ولى در اندك مدتى كشته شد گروهى از اتباع او هم كشته و بقيه اسير شدند . در آن سال روميان بفرماندهى « غنيط » گروهى از مدافعين « طرسوس » را كشتند . عده مقتولين بالغ بر ششصد سوار بود . در آن سال مسلمين جنگ و غزا نكردند . در آن سال « مليح » ارمنى بمرعش لشكر كشيد و كشت و ويران كرد و اسير گرفت در بغداد در چندين محل آتش‌سوزى رخ داد . ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب نسائى مؤلف كتاب « السنن » در مكه وفات يافت و ميان صفا و مروه به خاك سپرده شد . حسن بن سفيان نسوى و ابو بكر محمد بن عينونه كه در « نصيبين » مستوفى خراج « ديار ربيعه » بود وفات يافتند و پس از او فرزندش حسن بجاى او گماشته شد . همچنين ابو على محمد بن عبد الوهاب جبائى معتزلى و « يموت » بن مزرع عيدى خواهرزادهء جاحظ وفات يافتند و شخص اخير در دمشق بود . فضل بن عبد الملك هاشمى امير الحاج شد .