تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

بيان بنيان شهر مهديه

در همين سال مهدى شخصا بتونس و « قرطاجنه » و شهرهاى ديگر رفت كه در ساحل دريا محلى براى بناى يك شهر جديد انتخاب كند . او در كتاب ( اوهام و افسانه ) ديده بود كه مردى بنام ابو يزيد بر او قيام و خروج خواهد كرد و به همين سبب خواست يك شهر محكم بسازد و خانواده و اموال خود را در آن جاى دهد پس از گردش و سياحت محلى در نزديك دريا مانند كف دست اختيار كرد كه يك طرف آن به زمين متصل و ما بقى ميان دريا بود از هر طرف مصون و شبه جزيره پس شهرى بنام مهديه ( بنام خود ) در آن بنا نمود . براى آن شهر ديوار و حصار بسيار محكم و درهاى آهنين ساخت . او در روز شنبه پنجم ماه ذى القعده سنه سيصد و سه بناى آن شهر را آغاز كرد . چون ديوار شهر بلند شد دستور داد يك تيرانداز بالاى ديوار قرار بگيرد و سوى مغرب يك تير رها كند . تير آن تير زن به محلى رسيد كه آن را مصلى ناميد و گفت : تا اينجا آن خرسوار خواهد آمد مقصود از خر سوار همان ابو يزيد خارجى بوده زيرا او بر خر سوار مىشد . مهدى دستور داد كه انبارها براى خواربار و آب انبارها زير زمين بسازند . ميان آن شهر كاخها و خانه‌ها ساخت و پس از انجام گفت : امروز من آسوده شدم كه زنان فاطمى ( دختران فاطمه ) ( مقصود خانواده خود ) در امان و مصون خواهند بود . پس از آن از آن شهر رفت و چون ديد مردم استحكام و خوبى بناى شهر را پسنديدند و از آن تعجب كردند و ستودند گفت : اينها همه فقط براى يك ساعت خواهد بود و همچنين هم شد كه ابو زيد ( خيالى بود و وقوع يافت ) به محل وقوع تير رسيد و بدون جنگ و حصول پيروزى بازگشت فقط يك ساعت توقف كرد .

بيان حوادث

در آن سال روم بر مرزهاى دريائى هجوم و قلعه منصور را فتح و هر كه در آنجا