تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
داشت و مقرب نمود .

بيان كار يوسف بن ابى الساج

يوسف بن ابى الساج امير آذربايجان و ارمنستان و والى و سالار جنگ و مستوفى و حاكم بر تمام شئون بود . او از آغاز وزارت نخستين ابن فرات بر سر كار بود كه مبلغى ماليات بديوان خلافت مىپرداخت . چون ابن فرات معزول شد و خاقانى اول و على بن عيسى دوم وزير شدند او بمال تعهد شده طمع كرد و آن را بريد . براى او وسايل و اسبابى فراهم شد كه او را باستقلال وادارد و او توانا و داراى قوت نفس گرديد . چون على بن عيسى وزير بازداشت شد يوسف ادعا كرد كه خليفه ايالت شهر رى را به او واگذار كرده و على بن عيسى فرمان آن ايالت را براى او فرستاده . سپاهى تجهيز و شهر رى را قصد كرد . در آن هنگام محمد بن على صعلوك از طرف امير خراسان كه امير نصر بن احمد بن اسماعيل سامانى بود امارت شهر رى را داشت . صعلوك مزبور در زمان وزارت على بن عيسى بر شهر رى و پيرامون آن غلبه يافته بود و بعد با كاركنان ديوان خلافت قرار گذاشت كه خراج آن ديار را بپردازد و چون يوسف بن ابى الساج سوى او لشكر كشيد صعلوك جا تهى كرد و بخراسان رفت و يوسف شهر رى و اطراف آن را گرفت . قزوين و زنجان و ابهر را نيز گرفت . چون مقتدر بر كشورگشائى او آگاه شد و شنيد كه على بن عيسى فرمان و پرچم آن ايالت را براى ابن ابى الساج فرستاده سخت برآشفت و گفت كه وزير ابن فرات از على بن عيسى تحقيق كند كه آيا او چنين فرمان و درفشى فرستاده است يا نه . ابن ابى الساج هم بابن فرات نوشت كه على بن عيسى به او فرمان داده و از گستاخى خود عذر خواسته و فزونى مخارج لشكركشى را هم ياد آورى كرده بود . مقتدر خليفه بوزير ابن فرات دستور داد كه از على بن عيسى تحقيق كند وزير هم على بن عيسى را احضار و از او تحقيق كرد او انكار نمود و گفت : از منشيان و كاركنان دار الخلافه بپرسيد كه آيا چنين دستور و فرمان و نامه از من صادر شده است و يا نه چگونه بوده است ؟