بازگشتند چون به مغرب رسيدند مهدى « حباسه » ( فرمانده سپاه ) را كشت .
در آن سال « عروبة » بن يوسف كتامى در شهر « قيروان » بر مهدى قيام و خروج كرد و بسيارى از مردم از او پيروى و متابعت كردند چه از كتامه و چه از بربريان .
مهدى مولاى خود غالب را بجنگ آنها فرستاد جنگ در پيرامون « قيروان » رخ داد و عروبة كشته شد . ابن عم عروبه با بسيارى از مردم هم كشته شدند كه عده آنها بشمار نمىآمد . سر عروبه و بنى اعمام او را در سبد نهادند و نزد مهدى بردند .
چون آن سبد را ديد گفت : كار دنيا شگفت آور است . سرهاى قومى كه دنياى مغرب گنجايش سپاه آنها بتنگ آمده بود در يك سبد كوچك و تنگ كنجيده است .
بيان حوادث
بشر خادم كه والى طرسوس بود كشور روم را براى جنگ و غزا قصد كرد .
اسير و غنيمت گرفت و صد و پنجاه بطريق ( امير و سالار روم ) اسير همراه خود آورد .
بردهها قريب دو هزار تن بودند . بسيار كشت و تاراج كرد و كالاى بازرگانان را ربود . آن كالا از راهزنى بدست تجار رسيده بود كه شمار نداشت .
در آن سال در ماه ذى الحجه « بدعه » آوازه خوان ( كنيز غريب - عريب - طبرى ) كه او غلام مأمون بود درگذشت . ( علت ذكر وفات او اين است كه آن كنيز داراى اموال و املاك و جواهر گرانبها بود كه مقتدر همه را ربود ) .
در آن سال و در همان ماه ذى الحجه اعراب از محل « حاجر » بر كاروان حج هجوم برده و هر چه بود از مال و كالا و نقد و شتر غارت كردند و دويست و پنجاه زن از حجاج برگزيدند و بردند . فضل بن عبد الملك امير حاج بود .
در آن سال امارت موصل بعبد اللّه بن حمدان ابو الهيجاء واگذار شد .
در آن سال شاه بن ميكال درگذشت .
سه ستاره بزرگ نمايان درخشان در شب عيد قربان ساقط شد دو ستاره اول شب و يك ستاره آخر شب و بسيارى از اختران خرد هم ساقط شد .