تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
آنها از فزونى عده و رغبت در جهاد ازدحام كردند و بسيارى از آنها ساحل را گرفتند و پياده رفتند و همه مسلح بودند و بعضى پيش آهنگ شده راه را مراقبت و نگاه مىكردند . كشتىها در آب و پيادگان در كنار لشكر كشيدند . چون صاحب الزنج آگاه شد عده از اتباع خود را بفرمانده « زريق » اصفهانى از طرف شرقى رود فرستاد و دستور داد كه كمين باشند . گروهى ديگر بفرماندهى شبل و حسين حمامى از جهت غربى رود فرستاد . بعلى بن ابان فرمان داد كه با عده خود در حالى كه سپرها را برو گرفته حمله ننمايد و جنگ را آغاز نكند مگر بعد از اينكه بدشمن برسد و بر او مسلط شود . بهر دو كمين كه در شرق و غرب آماده شده دستور داد هر گاه اهالى بصره از حدود كمينگاه تجاوز كنند از پشت بر آنها حمله نمايند و فرياد بزنند خود با عده كم ماند و از فزونى سپاه بصره سخت نگران و مبهوت شد . اتباع او چنان كه دستور داده بود رفتند و پس از رسيدن جنگ را آغاز كردند ناگاه هر دو كمين از دو طرف حمله كردند و از پشت پيادگان و كشتىها خروج و قيام نمودند و پيادگان و ديده بانان و پيش آهنگان را غافل كردند كه همه گريختند و از شدت هول در آب افتادند و غرق شدند و هر كه در كنار رود ماند از دم شمشير گذشت و بيشتر اهالى بصره يا كشته يا دستخوش غرق گشته و كسى نجات نيافت مگر گريختگان چابك و چالاك مقتولين و گرفتاران بصره فزون شدند و از هر خانه گريه و زارى و فرياد و نوحه برخاست . آن جنگ را روز « بيداء » مىگفتند كه بسيارى از بنى هاشم در آن كشته شدند . كه فزونى آنها قابل احصا و شمار نبود . سرها را نزد آن شخص پليد ( صاحب الزنج ) بردند همه را در يك كشتى گذاشت و كشتى را رها كرد ( كه با آب روان رفت ) و چون ببصره رسيد هر خانواده سر بريده مرد خود را گرفت و به خاك سپرد . ( توضيح آنكه مؤلف روز بيدا آورده و معنى بيدا صحراست و طبرى روز شذا گفته و معنى آن تير اندازيست و اين اصح است چنان كه بكشتىهاى تير انداز و اژدرافكن اشاره شد و نيز مؤلف كشتى حامل سرها را خزبند ناميده و در طبرى جريبه آمده و اين نيز صحيح است و شايد در كامل اشتباه از ناسخ آمده است ) .