واقعه طبرستان از حسن بن زيد گريخته و مازندران را به او داده بود كه چون برادرش محمد در بغداد وفات يافت او را جانشين او نمودند ) .
كيست ( بعد از اين ننگ ) بتواند بدرياى مرگ بزند و تن بدهد در حالى كه پاداش گريز و ننگ چنين پاداش نيكى باشد ؟
( مولف گويد ) يعنى فرار سليمان از حسن بن زيد علوى .
در آن سال صالح بن وصيف احمد بن اسرائيل و حسن بن مخلد و ابو نوح عيسى بن ابراهيم را دستگير و بند كرد و از آنها مال ( اندوخته ) را خواست علت اين بود كه تركان حقوق خود را مطالبه كردند و در بيت المال اندوخته نبود . منشيان مذكور اموال را ربوده بودند . احمد وزير معتز و حسن وزير مادر معتز بودند . احمد با صالح بن وصيف مشاجره كرد و به او گفت : اى متمرد عاصى و اى فرزند متمرد عاصى و سخن درشت ميان هر دو رد و بدل شد كه صالح به حال غش و اغما افتاد و گلاب بر روى او پاشيدند . اتباع او دم در منتظر بودند همه با يك آهنگ فرياد زدند و شمشيرها را كشيدند و بر معتز هجوم بردند معتز آنها را به آن حال گذاشت و باندرون پناه برد .
آنها احمد بن اسرائيل و فرزند مخلد را گرفتند و با غل و زنجير سنگين بند كردند و به خانه صالح بردند . معتز بصالح گفت : احمد را به من ببخش زيرا او منشى و مربى من است . صالح اجابت نكرد . پس از آن آنها را تازيانه زد و نوشته به خط آنها گرفت كه مقدار بسيار گزاف از اموال خود را باقساط بدهند و نتوانست چيزى از آن اقساط بدست آرد . جعفر بن محمود ( وزير شد ) امر و نهى را بر عهده گرفت .
در آن سال در ماه رجب عيسى بن جعفر و زيد بن على كه هر دو حسنى بودند در كوفه قيام و ظهور نمودند . عبد اللّه بن محمد بن داود بن عيسى را ( امير عباسى در كوفه ) كشتند .
در ماه ذى القعده حسن بن محمد بن ابى الشوارب بزندان افتاد . عبد الرحمن بن نائل بصرى قاضى سامرا شد .
على بن حسين بن عباس ( بايد بن اسماعيل بن عباس باشد ) بن محمد بن على بن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٠