را يك نحو تعدى و بىخردى شمردند و از او ترسيدند ( كه مسلط شود ) .
چون ابن كنداج گريخت و به محل « رقه » رسيد محمد ( ابن ابى الساج ) او را دنبال كرد و بابى احمد موفق نوشت و خبر شكست و فرار او را داد و اجازه خواست كه او را تا شام تعقيب كند و از فرات بگذرد و بلاد خمارويه را بگيرد .
موفق از فتح او خرسند شد و سپاس گفت و نوشت درنگ كند تا مدد براى او بفرستد .
اما ابن كنداج كه او بخمارويه ملحق شد و با سپاه سوى فرات لشكر كشيد . بلاد شام تحت فرماندارى ابن كنداج و بلاد « رقه » تحت تسلط ابن ابى - الساج بود . ابن كنداج عده در فرات گماشت كه مانع عبور دشمن شوند و آن عده مدتى در آنجا ماند .
ابن كنداج يك لشكر از سپاه خود را به آن سوى فرات عبور داد ناگاه گروهى از سپاه ابن ابى الساج كه طليعه و پيش آهنگ بود در محل « رقه » دچار لشكر اسحاق گرديدند . چون ابن ابى الساج حال را بدان گونه ديد از « رقه » سوى موصل رخت كشيد . چون بموصل رسيد از مردم شهر مال خواست و گفت : كسى كه بيچاره و مضطر شود مروت ندارد . مدت يك ماه در آنجا ماند و بعد سوى ابو احمد در بغداد رفت و آن در تاريخ ربيع الاول سنه دويست و هفتاد بود .
موفق هم او را همراه خود بكوهستان ( لرستان و كردستان ) برد و خلعت و مال داد .
ابن كنداج در « ديار ربيعه » و « ديار مضر » در جزيره اقامت نمود .
بيان جنگ طائى و فارس عبدى
در آن سال فارس عبدى ظهور كرد و راهها را گرفت و سوى شهر سامرا تاخت و خانههاى شهر را غارت كرد طائى بجنگ او شتافت او را منهزم نمود و خيمه و بار و بند او را ربود . پس از آن طائى خواست از رود دجله بگذرد سوار طيارة