تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
موفق هم نتوانست بكرمان برود يا سيستان را از عمرو بگيرد ناگزير بازگشت .

بيان حوادث

در آن سال بازمار به قصد روم لشكر كشيد و بسيارى از مردم آن سرزمين را كشت و اسير كرد و با غنايم و اسراء به شهر طرطوس بازگشت . صديق فرغانى بر خانه مردم در شهر سامرا هجوم برد و غارت نمود و مال بازرگانان را ربود و مرتكب فساد گرديد . صديق مذكور نگهبان راه بود كه راهزن شد . ( غارت پايتخت دليل ضعف دولت وقت بود ) . هارون بن محمد امير الحاج شد . ابو العباس بن كيش بن متوكل در گذشت . او در زندان برادر خود معتمد بود و بعد او را رها كرد . حسن بن مكرم و على بن عبد الحميد واسطى وفات يافتند . اسحاق بن كنداجيق سپاهى عظيم جمع كرد و سوى شام لشكر كشيد . خمارويه شنيد و بجنگ او رفت و از رود فرات گذشت و طرفين بمقابله پرداختند و جنگى سخت واقع و اسحاق منهزم شد . چنان گريخت كه هيچ چيز او را برنگردانيد تا از رود فرات عبور و تحصن كرد . خمارويه هم بفرات رفت و پل ساخت و چون اسحاق آگاه شد از آنجا بقلاع خود رفت كه آن قلاع را محكم كرده بود از آنجا بخمارويه نامه نوشت و اظهار اطاعت كرد و وعده داد كه جزيره را تابع خمارويه كند . خمارويه هم قبول كرد . ابن ابى الساج هم با اسحاق آشتى كرد و عدهء گرد آورد و بشام لشكر كشيد كه در آن هنگام خمارويه بمصر برگشته بود خمارويه باز لشكر كشيد و در محل « بثنيه » از توابع دمشق جنگ رخ داد . ابن ابى - الساج گريخت و از فرات هم گذشت . خمارويه فرزند ابى الساج كه نزد او گروگان بود خلعت و انعام داد و آزاد كرد و نزد پدرش فرستاد . ( دليل بزرگوارى و مكارم اخلاق خمارويه - همارويه است ) .