در آن زمان نوعا سياه بودند نيروى عظيم بدست آورد و بزنگيان برده مجال سوء استفاده غير محدود داده بود كه بانوان سفيد و كودكان را مورد اطفاء شهوت نمايند و تمتع كنند و چنان كه اشاره شد كه هنگام شكست آنها دستههاى زنان اسير كه گاهى بيست و زمانى پنج هزار آزاد و بخانوادههاى خود ملحق مىشدند و اين يكى از بدتر اعمال فجيع و زشت او بود .
آوردهاند و در اين كتاب نوشته نشده كه يك بانوى علويه از غاصب زنگى خود نزد صاحب الزنج تظلم كرد و او گفت : از خواجه خود اطاعت كن اما انكار نسب او چنان كه اشاره كرديم احتمالا عارى از صحت است زيرا بنى العباس هر علوى مدعى را از نسب اخراج مىكردند و حتى فاطميان را يهودى زاده گفتهاند . صاحب - الزنج خود را حامى اسلام مىدانست و در شهرهايى كه احداث مىكرد مسجد مىساخت و چنان كه در اين كتاب اشاره شد با حجاج گفتگو كرد و آنها حاضر شدند او را يارى كنند كه خود را حامى و مدافع و طالب حق مىدانست ولى اتباع او بر همه چيز او غالب شدند يا بالطبع او بدنفس و شقى و بدخواه و وحشى و خونخوار و عفت ربا و شرف كش بوده . در هر حال مظالمى كه در آن زمان جارى مىشد امثال او را ايجاد و ايجاب مىكرد كه خشك و تر را بسوزاند و صالح و طالح را بكشد و آباد را ويران نمايد و در هر حال او مرتكب جنايات و فجايع بسيار شده بود و بالاخره در قبال كسى كه يعقوب صفار را شكست داد شكست خورد و او موفق بوده كه خردمند و مهربان و دلير و نيرومند بود . شايد مردم آن زمان مستوجب آن همه فجايع بودند و چون خود نسبت بضعفاء و اسراء بىرحم بودند طبيعت آن بىرحم را بر آنها مسلط كرد .
صاحب الزنج شجاع و اديب هم بود كه در اين كتاب بدليرى شخص او يا شعر او اشاره نشده كه در جنگ سر پل بصره خود به تنهائى شمشير كشيد و دشمن را شكست داد . نقل شعر او هم موجب تطويل است ولى از آن معلوم مىشود كه او با توانگران زبردستان و بقول خود ملوك ، مخالف سرسخت بود بدين سبب همه چيز آنان را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٨