تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
آن پليد پيش از كشته شدن او را بيك جنگل فرستاده بود كه مشغول راهزنى و غارت گرديد . عدهء زورق داشت كه با آنها بر مردم حمله مىكرد و چون تعقيب ميشدند بدرياچه و ميان نيزارها پنهان مىشدند و اگر به جائى مىرسيدند كه نميتوانستند بروند زورق‌ها را بر زمين مىكشيدند و بآبهاى مختلف مىانداختند و از دنبال - كنندگان پنهان مىشدند . از درياچه‌ها عبور مىكردند و ديه‌هاى « بطيحه » را غارت مىكردند و راه‌ها را مىزدند . در مويه يك روز گروهى از سپاهيان موفق را دچار كرد كه آنها با زن و فرزند بلشكرگاه مىرفتند مردان را كشت و زنان و كودكان براى ربودن عفت اسير كرد . از زنهاى اسير حال و وضع را پرسيد به او خبر دادند كه آن پليد كشته شد و كار پايان يافت و سران سپاه گرفتار و تار و مار شدند . آنانى كه تسليم شدند به آنها امان داده شد . در مويه دانست چاره جز تسليم نخواهد داشت پيغام داد كه به او امان بدهند و او تسليم بشود موفق به او امان داد . همچنين اتباع او و نسبت به همه نيكى كرد . چون در مويه مطمئن شد و آرام گرفت تمام اموال ربودهء مردم را علنا پس داد . موفق دانست كه او حسن نيت دارد بيشتر او را گرامى داشت و بر نيكى افزود . موفق اعلان كرد كه تمام مردم در نواحى متصرفه زنگيان در امان باشند و هر كه بخواهد به وطن خود بازگردد آزاد است . مردم همه به محل خود بازگشتند و خود موفق در شهر موفقيه اقامت نمود كه مردم آسوده و آرام و در امان باشند . موفق بصره و « ابله » و بلوك دجله را بيكى از سالاران خود كه بتقوى و نيك رفتارى معروف بود سپرد كه او عباس بن ترلس بوده و به او دستور داد در شهر بصره اقامت كند . محمد بن حماد را هم قاضى بصره و « ابله » و بلوك دجله نمود . فرزند خود ابو العباس را با سر بريده آن پليد ببغداد فرستاد .