او عمارات و بنيادها را پس از ويرانى و زوال بازگردانيد تا حاصل و عايد آن برگردد كه بباد رفته بود .
شهرها كه غارت شده و چندين بار آتش گرفته و با خاك يكسان و نابود شده بود بازگشته .
خداوند با آن واقعه سينه مسلمين را شفا داد و چشمهاى گريان را روشن نمود .
كتاب خداوند ( قرآن ) در هر مسجدى خوانده مىشود .
دعوت طالبىها ( اولاد ابى طالب ) پست گرديده ( مقصود صاحب الزنج كه علوى و از طالبيان بوده و اين قول صحت نسب او را تاييد مىكند ولى اعمال او صحيح نبوده ) .
آن كسى كه كار علوى را پايان داد از خوشى و بهشت و نعمت و لذت دنيا مجرد و عارى گرديد ( و تن بكندن ريشه آن پليد داد مقصود موفق ) .
اين قصيده دراز و در اين معنى و موضوع بسيارى از شعراء سرودهاند و كار زنگيان پايان يافت .
( قيام صاحب الزنج كه زنگى يار باشد با صرف نظر از علوى يا ايرانى بودن او يكى از وقايع شگفتانگيز دنيا بود و دوام تسلط و عظمت او در مدت بيشتر از چهارده سال دليل ضعف و عجز و فساد دولت بنى العباس بوده كه بارها براى سركوبى او سپاه فرستادند و با تصدى بزرگترين سالاران ترك نتوانستند كارى پيش ببرند .
اينكه گفته شده : علوى يا ايرانى بوده شكى نيست كه او در ايران بوده و اوضاع بنى العباس را در آن زمان آشفته و پريشان ديد و خود را در قيام احق و اولى دانست مانند اغلب طالبيان و علويان كه آنها نيز رفتارى مانند رفتار صاحب الزنج داشتند كه مىكشتند و مىربودند و آتش مىزدند و بناموس مردم تجاوز مىكردند چنان كه در همين كتاب باعمال زشت آنان تصريح شده بود و اين صاحب الزنج يا بقول مؤلف پليد از غلامان و كارگران خصوصا كارگران شيره كش خانه كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٧