خروج و قيام صاحب الزنج در تاريخ روز چهار شنبه بيست و ششم ماه رمضان سنه دويست و پنجاه و قتل او در روز شنبه دوم صفر سنه دويست و هفتاد و مدت تسلط او چهارده سال و چهار ماه و شش روز بود .
درباره موفق و اتباع صاحب الزنج بسيار شعر گفته شده بعضى از آن گفته يحيى بن محمد اسلمى است :
اقول و قد جاء البشير بوقعة * اعزت من الاسلام ما كان واهيا
جزى اللّه خير الناس للناس بعد ما * ابيح حماهم خير ما كان جازيا
تفر و اذ لم ينصر اللّه ناصر * بتجديد دين كان اصبح باليا
و تجديد ملك قد و هى بعد عزة * و اخذ بثارات تبين الاعاديا
ورد عمارات ازيلت و اخربت * ليرجع فيء قد تخزم وافيا
و ترجع أمصار أبيحت و احرقت * مرارا فقد امست قواء عوافيا
و يشفى صدور المسلمين بوقعة * يقربها منها العيون البواكيا
و يتلى كتاب اللّه فى كل مسجد * و يلقى دعاء الطالبين خاسيا
فاعرض عن جناته و نعيمه * و عن لذة الدنيا و اصبح عاريا
يعنى : من چنين مىگويم ( در شعر ) و حال اينكه بشير ( مبشر مژده ده ) خبر يك واقعه را آورده كه آن واقعه آنچه از اسلام سست شده بود محكم و گرامى داشت .
خداوند بهترين مردم را كه براى مردم بهترين يار است پاداش بدهد ( مقصود موفق ) كه او بعد از آنكه پناهگاه مردم تباه شد آن را حمايت و آباد كرد خداوند پاداش دهنده است او يگانه شد در يارى خداوند در وقتى كه هيچ يارى نبود .
او دين خداوند را كه مندرس شده بود تجديد نمود .
ملك را هم كه پوسيده بود تجديد كرد . آن ملك پس از عزت خوار و كهنه شده بود ، او انتقام گرفت با حملهاى كه دشمنان را نابود كند . ( در اينجا نوشته شده تبين و در طبرى تبير و اين بايد صحيح باشد ) .