تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
موفق از آنها تشكر كرد و فرمان آماده باش داد . پس از آن تا روز جمعه بترميم و اصلاح آلات و ادوات جنگ كوشيد و هر چه براى جنگجويان ضرورت داشت فراهم نمود و شب جمعه فرمان لشكر كشى سوى آن پليد را داد كه بامداد شنبه بميدان رسيدند و خود موفق شخصا به تمام مراكز سپاه رسيدگى كرد و هر فرمانده و سالارى را در يك موضع قرار داد و بآرايش سپاه پرداخت و در روز شنبه سيم ماه صفر از رود گذشت و دستور داد تمام كشتىها را برگردانند تا كسى نتواند برگردد و خود پيشاپيش سپاه محل در نظر گرفته را قصد كرد . آن پليد با عده خود به شهر خود بازگشته بود چون شهر از سپاه تهى شده بود اميدوار بود كه بسبب دوام جنگ و طول مدت آنها خسته و نااميد و دفع شوند . موفق نگاه كرد ديد غلامان او و پيادگان سبقت جسته و بجنگ آن پليد شتاب كردند . زنگيان گريختند و هر كه پشت كرد برنگشت كه عقب سر خود را ببيند . اتباع موفق آنها را پى كردند . بهر كه رسيدند زدند و كشتند و گرفتند و بند كردند . آن پليد با گروهى از دليران كه يكى از آنان مهلبى بود منهزم شد . انكلاى فرزندش و سليمان بن جامع از او جدا شدند هر يكى از آنها با گروه انبوه از سپاهيان كنار گرفتند . ابو العباس در محل « عسكر ريحان » با جمعى از گريختگان روبرو شد . اسلحه را به كار برد . يك جماعت ديگر هم دچار شدند كه آنها را كشتند و سليمان بن جامع را اسير كردند و نزد موفق بردند به او امان يا عهد و پيمان نداده بودند و با قوه گرفتار شد سپاهيان موفق از گرفتارى او خرسند شدند و تكبير گفتند و يقين كردند كه مظفر و فاتح خواهند شد . زيرا او از سخت ترين ياران آن پليد بود . بعد از او ابراهيم بن جعفر همدانى اسير شد كه او يكى از سران سپاه سياه بود . موفق هر دو را بند كرد و تحت محافظت و مراقبت در يك كشتى گذاشت و آن كشتى را به فرزند خود ابو العباس سپرد . پس از آن زنگيان كه با آن پليد جدا شده بودند بر سپاه سخت حمله كردند و سپاهيان را به عقب راندند ولى خود مهاجمين قدرى سست شدند و موفق سستى و دلسردى آنان