تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
فرمان داد از ناحيه كاخ مهلبى حمله نمايد و لشكرها را در تمام نقاط فرستاد و به همه احاطه و احتياط كرد . پناهندگان را هم تجهيز و فرماندهى آنها را بشبل سپرد و به او فرمان داد كه دليرى كند و بكوشد كه آن پليد را بى پا كند . ( پناهندگان و خود شبل از سپاه صاحب الزنج بودند ) . به همه دستور داد كه هيچ يك از جاى خود نجنبد و پيش نرود و نبرد نكند مگر با ديدن پرچم سياه كه علامت هجوم عام بوده باضافه دميدن بوق بلند صدا . آن روز روز دوشنبه بيست و هفتم محرم بود . بعضى از سپاهيان شتاب كردند و پيش رفتند كه زنگيان بر آنها حمله كردند كشتند و عقب نشاندند ولى سپاهيان ديگر از آن هجوم سر خود آگاه نشدند زيرا سپاهيان بسيار و مراكز آنان دور بود . موفق علم سياه را برافراشت و شيپورها را دميد عموم سپاهيان در بر و بحر هجوم بردند يك گروه پس از گروه ديگر پيش رفتند كه زنگيان با استعداد گران و دليرى بر كسانى كه پيش مىافتادند حمله مىكردند . زنگيان با شجاعت و جانفشانى و ثبات و ايمان و هشيارى جنگ كردند و نبرد سخت شد در آن واقعه از دو طرف بسيار كشته افتاد و عاقبت سپاه زنگ منهزم شد و اتباع موفق مىكشتند و مىگرفتند و مىبستند و پيش مىرفتند تا آنكه شهر را گشودند . سپاهيان موفق بدشمن زنگى آميختند و آويختند و عده بسيار و خلق بى شمار كشتند و شهر بدست موفق افتاد كه آن را باتباع خود واگذار كرد و آنها غارت نمودند و غنايم بى حد و مرز بودند و بقيه اسراء را كه در بند بودند آزاد كردند و زنان و نوجوانان ( مورد تمتع زنگيان ) را رها كردند و نجات دادند . تمام حرم و خانواده على بن ابان مهلبى را اسير كردند . دو برادرش محمد و خليل و خانواده‌هاى آنها را اسير كردند و به شهر موفقيه بردند . آن پليد با اتباع و فرزند خود « انكلاى » و سليمان جامع و سالاران زنگ و ديگران منهزم شدند و به محل « حامدين » كه آن پليد قبل از آن آماده كرده بود پناه بردند و آن محل در كنار رود سفيانى بود . اتباع موفق سرگرم غارت شده بودند . موفق با عدهء در كشتىهاى