تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
بردند كه تركان برگشتند ناگزير تن بفرار داد و با ازدحام وارد بغداد شدند تركان هم يكى پس از ديگرى بلشگرگاه خود مراجعت كردند . اهالى بغداد هم بر فرار قبلى آنها آگاه نبودند . در ماه ذى الحجه ابو احمد پنج كشتى پر از خواربار براى محمد بن عبد الله فرستاد كه مردم دانستند محمد بن طاهر تصميم گرفته مستعين را خلع كند و براى معتز بيعت بگيرد . محمد فرماندهان و سران سپاه را نزد ابو احمد فرستاد كه با معتز بيعت كنند . آنها رفتند و بيعت كردند و مردم گمان بردند كه صلح ميان طرفين برقرار شده و مستعين كما كان خليفه مانده و معتز وليعهد او شده . در ماه ذى الحجه رشيد بن كاووس برادر افشين كه دفاع دروازه باب السلامه به عهده او بود نزد تركان رفت و باتفاق آنها ابو حامد را ملاقات كرد و باز بدروازهء خود برگشت آنگاه بمردم بغداد گفت : امير المؤمنين معتز و ابو احمد بشما سلام مىرسانند و مىگويند : هر كه اطاعت كند و تسليم شود ما او را با مهربانى فراوان قبول مىكنيم و هر كه خوددارى كند خود داند . مردم كه آن پيام را شنيدند برشيد بن كاووس دشنام دادند و دانستند كه محمد بن عبد الله در دل چه نهفته بود . عوام از شهر بجزيره كه نزديك خانه محمد بود رفتند و بدترين و سختترين ناسزاها را به او گفتند بعد به خانه او هجوم بردند و باز دشنام زشت دادند و خواستند خانه او را آتش بزنند با محافظين و نگهبانان هم نبرد كردند و آنها را متفرق نمودند و بدهليز خانه وارد شدند و باز خواستند آتش بزنند ولى آتشى بدست نياوردند . عدهء هم شب را در جزيره بسر بردند و به او دشنام مىدادند و او مىشنيد تا آنكه نام مادرش را بردند او خنديد و گفت : من نمىدانم چگونه نام مادرم را دانستند و حال اينكه بيشتر كنيزان پدرم نام مادرم را نمىدانستند . روز بعد باز بدشنام آغاز كردند . محمد نزد مستعين رفت و از او خواهش كرد كه او خارج و نمايان شود و با آنها گفتگو و آنها را آرام كند . مستعين رفت