را جاى ديگر قرار دهد و اگر به زبان او شود مىتواند بجاى خود بازگردد و باز حمله را تجديد كند . او پند آنها را گوش نكرد و به كار نبست لشكر را از جاى خود حركت داد و چون به جائى رسيد كه بايد لشكر بزند و آسوده شود جاسوسان ترك خبر دادند كه او در حال فرود آمدن است . تركان دانستند كه جاى او تنگ و غير مناسب است . تركان هنگامى رسيدند كه سپاهيان سرگرم نهادن اسباب و لوازم خود بودند تركان هجوم بردند و جنگ را آغاز كردند عدهء از طرفين كشته شد . اتباع حسين بر تركان حمله كردند و آنها را به عقب راندند و بسيارى از آنها را كشتند كشتار سختى رخ داد ولى تركان كمين مرتب كرده بودند كه چون اتباع حسين بدنبال تركان كوشيدند ناگاه از كمين گاه بيرون آمد و بر سپاه حمله كرد سپاه جائى براى پناه نديد جز كنار رود فرات كه بسيارى دستخوش آب شدند و گروهى كشته و جماعتى گرفتار شدند . سواران گريختند و پشت خود را تهى كردند و جان خود را بدر بردند . سران سپاه و فرماندهان هر چه فرياد زدند آنها نشنيدند و سخت بيمناك شده بودند ولى چون ترسيدند كه در آن فرار هلاك شوند ناگزير براى حفظ جان خود بازگشتند و سايرين را هم حمايت و حفظ كردند ولى تركان هر چه مال و نوال و خلعت و اسباب در لشگرگاه حسين بود ربودند و رفتند ولى آنچه در كشتىها بود حفظ شد زيرا كشتىبانان كشتىها را در آب مصون داشتند . گريختگان به محل « ياسريه » رسيدند و آن در تاريخ ششم ماه جمادى دوم بود . يكى از بازرگانان محل كه اموال او را تركان ربوده بودند حسين را ديد و به او گفت : خدا را سپاس كه روى ترا سفيد كرد تو در مدت دوازده روز آمدى و در يك روز گريختى . چون خبر فرار اتباع حسين بمحمد رسيد آنها را از دخول به شهر منع كرد و منادى ندا داد هر يكى كه از سپاه حسين در بغداد پيدا شود پس از روز اين اعلان و ندا سيصد تازيانه به او زده خواهد شد .
سپاهيان ناگزير نزد حسين در ياسريه بازگشتند . فرزند عبد الله ( محمد ) لشكر ديگرى بمدد آنها فرستاد ارزاق آنها را هم داد دستور داد احصائيه به عمل
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١