و آتش بزنند بنابر اين تيشه داران پس از جنگ و دليرى غلامان توانستند اين امكان را فراهم كنند . و كشتىهاى آتش افروز را به داخل رود سوق دهند .
كشتىها داخل شد و جنگجويان زنگيان را كشتند و از پيرامون پل راندند و چون توانستند آنها را زايل كنند پل اول را كه بسيار مهم بود گرفتند و بسيارى از سپاهيان را كشتند خلق بسيارى هم از آنها امان گرفتند و تسليم شدند . اتباع موفق نزديك پل مغرب هم رسيدند ولى موفق آنها را برگردانيد زيرا ترسيد كه شب برسد و آنها دچار شوند آنها هم بازگشتند موفق دستور داد كه بر تمام منبرها گفته شود كه هر كه دليرى بكند باندازهء دليرى و مجاهده او مزد و انعام دريافت خواهد كرد مقصود از آن اعلان تشويق جنگجويان بفتح و ظفر است تا با دشمن بيشتر ستيز و نبرد شود .
روز بعد دو برج را كه با آجر ساخته شده بود ويران كردند كه زنگيان آن دو برج را براى منع ورود كشتىهاى جنگى بنا كرده بودند كه اگر هم داخل رود شود نتواند خروج كند .
چون آن دو برج را ويران كرد دخول در نهر و ادامه جنگ براى موفق آسان شد .
بيان انتقال صاحب الزنج بجانب شرقى و آتش زدن بازار
چون كاخهاى صاحب الزنج و خانههاى ديگر اتباع او ويران شد و اموال همه بتاراج رفت ناگزير بجانب شرقى نهر ابى الخصيب منتقل شد . در آنجا خانواده خود جمع و بازارها را داير كرد ولى بسبب اين انتقال بسيار ناتوان و پريشان گرديده بود . مردم بر ضعف او آگاه شدند از حمل خواربار فروش در بازار خوددارى كردند .