تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
سنگر فرزند آن پليد كه نامش انكلاى بود . باضافه سليمان بن جامع و على بن ابان و ديگران ( بزرگترين فرماندهان ) . در آن بارو منجنيق‌ها و آلات و ادوات حرب و دفاع بى حد و حصر بود . چون جنگ آغاز شد موفق بغلامان خود فرمان داد كه نزديك بارو بروند . ميان آنها و بارو نهر اتراك بسيار پهن و گود بود . چون غلامان به آن نهر رسيدند موفق نهيب داد و آنها را بجنگ و حمله و دليرى تشويق و تحريض نمود . غلامان خود را به آب انداختند و شناكنان از رود گذشتند در حالى كه زنگيان آنها را تير باران مىكردند و منجنيق‌ها و فلاخنها و كمانها را به كار بسته بودند . از ميان تير و سنگ و آتش جستند و عبور كردند و به ديوار و برج و حصار رسيدند . در آن هنگام كسى از كارگران و كلنگ و تيشه‌داران با آنها عبور نكرده بود كه بويرانى ديوار بپردازند غلامان ناگزير با نوك شمشير و انواع سلاح بتخريب و ايجاد رخنه كوشيدند . خداوند هم كار آنها را آسان كرد . كمند و نردبان هم با آنها بود كه از نردبان بالا رفتند و پرچمهاى موفق را افراشتند زنگيان ناگزير پا بگريز برداشتند بسيارى از طرفين كشته شدند . چون اتباع موفق بالاى برج و بارو رفتند هر چه منجنيق و كمان و آلات حرب بود آتش زدند . ابو العباس هم ركن ديگرى از شهر را قصد كرده بود اتباع او بر برج صعود كردند . در ديوار هم رخنه ايجاد نمودند و از آن داخل شهر شدند . سليمان بن جامع بمقابله آنها شتاب كرد و توانست آنها را اخراج كند ناگاه كارگران و تيشه داران رسيدند كه كلنگ‌ها را به كار بردند و از چند جا ديوار را ويران و رخنه ايجاد نمودند . پس از آن بر خندق پل بستند و جنگجويان بر آن گذشتند . زنگيان از يك دروازه كه بدان پناه برده بودند گريختند . اتباع موفق آنها را مىزدند و مىكشتند تا بنهر ابن سمعان رسيدند . خانه ابن سمعان بدست اتباع موفق افتاد آن را آتش زدند . در آنجا زنگيان دليرى كرده مدتى كوشيدند و بعد پراكنده شدند تا بميدان پليد رسيدند . او با عدهء از ياران خود سوار شد . ياران او هم گريختند و تنها ماند يكى از پيادگان . موفق به او رسيد . با سپر بر سر