تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
به فرزند خود ابو العباس دستور داد كه پيشاپيش با كشتىها و زورقها سوى « حوانيت » برود و بكوشد كه كسى بر لشكر كشى او آگاه نشود . او هم لشكر كشيد و به محل « صينيه » رسيد در آنجا زنگيان تجمع كرده بودند دو سالار از طرف سليمان بن جامع براى فرماندهى آنان معين شده بودند كه خواربار و ذخاير را حفظ كنند ابو العباس با آنها جنگ كرد نبرد تا شب دوام يافت . يكى از آنها از ابو العباس امان خواست به او امان داد . از او محل سليمان را پرسيد گفت : در « طهثا » لشكر زده . در آنجا شهرى بنام منصوره احداث كرده . ابو العباس نزد پدرش بازگشت و خبر محل اقامت سليمان را داد . موفق به او دستور داد كه بجنگ سليمان برود او لشكر كشيد تا به محل « بردودا » رسيد و در آنجا لشكر زد . در آنجا اسباب و آلات جنگ را ترميم و اصلاح كرد و بر لوازم و ضروريات و آلات بستن رود افزود و راه سواران را هموار نمود آنگاه بغراج ترك را بفرماندهى پادگان محل معين و منصوب كرد و خود لشكر كشيد .

بيان استيلاء موفق بر طهثا

چون موفق لوازم و آلات را فراهم كرد از « بردودا » سوى « طهثا » لشكر كشيد و آن در ماه ربيع الاخر سنه دويست و شصت و شش بود . او از راه خشكى سواره با سپاه راه پيمود و كشتىها را كه حامل اسباب و آلات بود فرستاد تا بقريه « جوزيه » رسيد در آنجا پل بست و روز بعد گذشت اول خيل را روانه كرد سپس خود بدنبال سواران عبور نمود . لشكر كشيد تا دو ميل مانده به « طهثا » كه در آنجا لشكر زد . در آنجا دو روز بانتظار جنگ گذشت باران شديد باريد كه مانع نبرد گرديد پس از آن خود شخصا سوار شد و اطراف را ديد كه ميدانى براى جنگ اختيار كند . در همان نظاره و تجسس به ديوار شهر سليمان رسيد كه آن شهر را سليمان منصوره ناميد . ناگاه با عده بسيار روبرو شد و چندين كمين از چند جا بجنگ او شتاب كردند خواه ناخواه نبرد آغاز شد عده سوارانى كه با او ( موفق ) بودند ناگزير پياده و مشغول زد و خورد شدند و توانستند خود را از آن تنگنا نجات دهند ولى عدهء از آنها گرفتار شد . ابو العباس بن موفق
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 190 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت