تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
سبد زيور را حاضر كرد . چون آن پيرزن سبد را ديد . تسليم شد امير فورا او را كشت و در درون كاخ به خاك سپرد . زر و زيور را با اضافه انعام ببازرگان داد و گفت : اگر اكنون بوزير كيفر دهم نشايد ولى من براى او جرم و گناه خواهم گرفت و او را بكيفر خواهم رساند . پس از مدتى او را كشت .

بيان حوادث

در آن سال معتمد على اللّه خليفه براى امارت آذربايجان محمد بن عمر بن على بن مر الطائى موصلى را برگزيد . او عده بسيار از خوارج و ديگران جمع كرد و سوى محل امارت خود لشكر كشيد . در آذربايجان علاء بن احمد ازدى امير كه مريض و زمين‌گير بود او را با محمل برداشته بودند كه بجنگ و دفع محمد لشكر كشيد جنگ واقع شد و اتباع علاء منهزم شدند و خود او گرفتار شد و پس از مدتى در گذشت . محمد بن عمر بن على قلعه و كاخ علاء را گرفت سه هزار هزار درهم در گنج او بود كه بدست محمد افتاد . معتمد على اللّه خضر بن احمد بن عمر بن الخطاب تغلبى موصلى را امير موصل نمود . در آن سال حسن بن زيد بطبرستان بازگشت و شهر چالوس را آتش زد زيرا اهالى شهر بيعقوب صفار متمايل بودند املاك مردم چالوس را هم بديلميان داد . معتمد دستور داد كه حجاج خراسان و رى و طبرستان و گرگان را جمع و احضار كنند چون حاضر شدند به آنها گفت : من يعقوب صفار را امير خراسان نكردم و گرفتارى و عزل محمد بن طاهر بدستور و امر او نبود . در آن سال مساور شارى ( خريدار - خارجى ) بدست يحيى بن جعفر امير خراسان كشته شد زيرا مسرور بلخى بتعقيب او كوشيد ابو احمد كه موفق بن متوكل باشد هم او را دنبال كرد . مساور از آنها جست و آن دو امير به او نرسيدند ( بعد يحيى بن جعفر او را كشت كه عبارت ناقص است )