يعقوب هم بود يعقوب درهم را براى اين فرستاده بود كه امارت ممالك مزبوره را براى او بگيرد چنان كه ما اشاره كرده بوديم .
ابو احمد درهم را هم نزد يعقوب برگردانيد . عمر بن سيما را هم با او فرستاد كه فرمان واگذارى آن ممالك را برساند . نمايندگان از نزد يعقوب بازگشتند و گفتند : او از آنچه داده شده خشنود نيست و بايد بدرگاه معتمد برسد . يعقوب از محل « مكرم عسكر » لشكر كشيد و در آن هنگام ابو الساج او را قصد كرد و به او رسيد او هم نسبت بابى الساج نيكى و احسان و اكرام و احترام نمود .
معتمد كه پيغام يعقوب را شنيد با سپاه خود از سامرا جنبيد و بغداد را قصد كرد از آنجا به محل « زعفرانيه » رسيد و در آنجا لشكر زد . برادرش موفق را هم پيشاپيش فرستاد .
يعقوب از محل « عسكر مكرم » به شهر واسط لشكر كشيد و در بيست و چهارم جمادى الثانية وارد شد . معتمد هم از محل « زعفرانيه » به محل « سيب بنى كوما » لشكر كشيد . در آنجا مسرور بلخى به او پيوست كه از ميدانى كه براى او معين شده بود بازگشته بود . يعقوب هم از « واسط » به محل « دير العاقول » لشكر كشيد . معتمد هم برادرش موفق را براى جنگ يعقوب فرستاد ، موفق هم سپاه خود را آراست و موسى بن بغا را در طرف راست و مسرور بلخى را در چپ قرار داد خود هم در قلب ايستاد . جنگ آغاز شد . ميسره يعقوب بر ميمنه موفق حمله كرد و آن را منهزم نمود عده از سالاران و فرماندهان مانند ابراهيم بن سيما كشته شدند . پس از آن گريختگان برگشتند و موفق سر خود را برهنه كرد و گفت : منم جوان هاشمى آنگاه حمله كرد تمام سپاه هم با او حمله كرد سپاه يعقوب هم پايدارى و دليرى و جنگ بسيار سختى رخ داد و گروهى از اتباع يعقوب كه حسن درهمى از آنها بود كشته شدند . يعقوب هم هدف سه تير شد ، يكى در حلق و يكى در دست و ديگرى در بدن او اصابت كرد . نبرد تا هنگام عصر دوام يافت .
پس از آن ديرانى و محمد بن اوس ( بلخى ) به يارى موفق رسيدند و عده سپاه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 143
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٣