تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
موفق فزونتر شد . اتباع يعقوب هم چون دانستند و ديدند كه او با خليفه جنگ مىكند شانه از بار نبرد تهى كردند . سپاه خليفه هم سخت هجوم برد و اتباع يعقوب گريختند . خود يعقوب با خواص ياران پايدارى كرد و بعد ميدان جنگ را ترك نمود و رفت اتباع موفق هم گريختگان را دنبال كردند و تمام ذخاير و اموال و هر چه داشتند بغنيمت بردند . ده هزار چهار پا اعم از اسب و استر و مقدار بسيار انبان مشك و كالاهاى گوناگون ربودند . محمد بن طاهر كه با غل و زنجير بند شده و همراه سپاه بود آزاد شد و موفق به او خلعت داد و رئيس شرطهء بغداد نمود . يعقوب پس از گريز راه اهواز را گرفت و در جندىشاپور اقامت گزيد . علوى بصرى ( مقصود صاحب الزنج ) با او مكاتبه كرد كه دوباره بغداد را قصد كند و او به يارى وى خواهد كوشيد . او بمنشى خود گفت : به او اين آيه را بنويس :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
يعنى اى كافران من آنچه يا آنكه را مىپرستيد نمىپرستم . آن واقعه در يازدهم ماه رجب روى داد . معتمد فرمان ايالت فارس را براى ابن و اصل فرستاد كه او بر فارس غلبه يافته وعده بسيار گرد آورده بود . يعقوب هم براى سركوبى او ( ابن و اصل ) سپاه عظيم فرستاد كه فرمانده آن سپاه ابن عزيز بن - السرى بود كه فارس گرفت و بر آن چيره شد . معتمد هم به شهر سامرا بازگشت . اما ابو احمد موفق كه سوى واسط لشكر كشيد كه صفار را دنبال و ريشه كن كند . باتباع خود دستور بسيج داد ولى بيمار شد و ببغداد بازگشت . مسرور هم با او بود اموال و املاك و كاخها و خانه‌هاى ابو الساج را گرفت و بمسرور بلخى واگذار كرد . محمد بن طاهر هم ببغداد رسيد .

بيان اخبار صاحب الزنج

در آن سال فرمانده زنگيان لشكرهاى خود را به محل « بطيحه » و دشت ميشان فرستاد و دسته‌هاى سپاه را براى غارت و ويرانى روانه كرد و چون شنيد « بطيحه » از