تا به محل « برقه » رسيد و در آنجا اقامت گزيد . روزى اهالى بر لشكرى كه در پيرامون دروازه شهر مستقر بود هجوم برده و عدهء را كشتند . لؤلؤه باحمد ( بن طولون ) اطلاع داد . احمد به او دستور داد كه بجنگ آنها بكوشيد . آنها امان خواستند و او به آنها امان داد . دروازهها را گشودند و او داخل شهر شد و عدهء از بزرگان را گرفت و تازيانه زد و بعضى را دست بريد و گروهى را با خود برد و بمصر بازگشت .
براى رقه هم حاكم معين و منصوب كرد . چون لؤلؤه بمصر رسيد احمد به او خلعت داد و دو طوق ( نشان ) هم بگردنش انداخت و اسراء را در شهر گردانيدند ( كه مردم ببينند ) .
بيان امارت ابراهيم بن احمد در افريقا
محمد بن احمد بن اغلب امير افريقا در پنجم ماه جمادى الاولى درگذشت .
مدت امارت او ده سال و پنج ماه و شانزده روز بود . قبل از مرگ امارت را به فرزند خود ابو عقال واگذار و او را وليعهد خود نمود ولى كارها را بدست برادر خويش ابراهيم سپرد كه مدعى فرزندش نباشد خانواده اغلب و ريش سفيدان قيروان را گواه كرد كه او متصدى امور امارت باشد تا فرزندش به حد بلوغ برسد . چون او وفات يافت اهالى قيروان نزد ابراهيم رفتند و از او درخواست كردند كه كه مستقيما امارت آنها را بر عهده بگيرد زيرا او خوشرفتار و دادگر مهربان بود ولى او قبول نكرد ولى بعد خواه و ناخواه پذيرفت و بكاخ امارت منتقل شد و مستقيما كارها را اداره كرد ( نه از طرف وليعهد ) . و خوشرفتارى كرد . او دادگر بود و كشور را از هر حيث تامين نمود . مدبر و با عزم بود . مفسرين و متجاوزين را كشت . او در مسجد جامع قيروان مىنشست و خود داورى مىكرد . هفته دو روزى پنجشنبه و دوشنبه بدعاوى مردم رسيدگى مىكرد . با نهايت خونسردى گوش مىكرد و انصاف مىداد و ميان مردم داورى مىنمود . كاروانها و قافلهها و