كردند . ياران و مشاوران خازم چنين راى دادند كه اتباع خازم بر سر نيزهها عمامههاى بنفت آلوده و اشباع شده بگذارند و حمله كنند و چون بدشمن نزديك شوند نفت را بر افروزند و حواله خانههاى چوبى اتباع جلندى كنند چون آتش افروختند و حمله كردند خانههاى آنها سوخت و خوارج ترسيدند زن و فرزندشان در آتش بسوزند ناگزير سرگرم حمل و نجات آنها شدند . خازم بر آنها حمله كرد . اتباع خازم شمشير ها را به كار بردند . جلندى هم كشته شد . عده مقتولين بالغ بر ده هزار گرديد خازم سر كشتگان را براى سليمان در بصره فرستاد سليمان هم سرها را براى سفاح فرستاد .
خازم چند ماه در آنجا ماند تا سفاح او را نزد خود خواند .
بيان جنگ و غزاى كش
در آن سال ابو داود كش را قصد و غزا و جنك كرد اخريد شهريار آن را كشت در حالى كه او مطيع بود همچنين اتباع ( بىگناه ) او را همه را كشت . ظروف چينى كه داراى نقش و نگار بوده و ظروف زرين ( گرانبها ) را از آنها ربود و بيغما برد كه مانند آنها ديده نشده بود . همچنين زينهاى ( مرصع ) و انواع كالاى چينى و حرير و ديبا و تحف گرانبها را غارت كرد و نزد ابو مسلم فرستاد كه در آن هنگام ابو مسلم در سمرقند بود .
ابو داود برادر ( امرد ) اخريد شهريار كش را به خود اختصاص داد و عفت او را ربود و خود او را دست نشانده خود بشهريارى كش برقرار كرد . بسيارى از دهقانان و اعيان و سالاران كش را كشت .
ابو مسلم هم از سمرقند بمرو بازگشت . بسيارى از سغديان را كشت و دستور داد ديوار و باروى سمرقند را بسازند بخارا را بدرود گفت و زياد بن صليح را بحكومت بخارا منصوب نمود . ابو داود هم راه بلخ را گرفت و مراجعت كرد .