( او را كشت ) .
چون اتباع زياد او را ترك كردند و نزد ابو مسلم رفتند و تسليم شدند . زياد ناگزير بيكى از دهقانان محل پناه برد آن دهقان زياد را كشت و سرش را نزد ابو مسلم فرستاد .
ابو داود بسبب شورش اهالى طالقان از يارى ابو مسلم تاخير كرد . ابو مسلم به او نوشت كه زياد كشته شده . او سوى كش رفت . عيسى بن ماهان را نزد بسام فرستاد لشكرى هم سوى « شاغر » روانه كرد اهالى محل در خواست صلح نمودند در خواست آنها پذيرفته شد . اما بسام كه عيسى نزد او بود كارى پيش نبرد .
عيسى نامه گله آميز بكامل بن مظفر يار ابو مسلم نوشت كه ابو داود داراى تعصب است ابو مسلم هم عين نامه را نزد ابو داود فرستاد و نوشت اين بيگانه را تو به مقامى رسانيدى كه او را با تو هم ترازو كردى اكنون خود دانى و او ( مقصود عيسى بن ماهان ) . ابو داود بعيسى نوشت كه نزد وى آيد چون رسيد او را زد و بزندان انداخت و چون او را آزاد كرد سپاهيان بر او هجوم بردند و او را كشتند .
ابو مسلم هم بمرو باز گشت .
بيان غزاى جزيره صقليه
در آن سال عبد اللّه بن حبيب جزيره صقليه ( سيسيل ) را براى غزا قصد كرد .
غنايم بسيارى بدست آورد كه قبل از او كسى مانند آن را نربوده بود . اسراء بىشمارى هم گرفت . اين واقعه بعد از غزاى « تلسمان » بود آن هم بدست او رخ داد .
امراء آفريقا هم سرگرم فتنه و كشاكش بربر بودند كه روميان از هر حيث آسوده شدند صقليه را ( چنان كه گذشت ) گرفتند و باهالى آن امان دادند و آبادش كردند . قلعهها و سنگرها براى حفظ آن ساختند . همه سال كشتىهاى جنگى را گرداگرد جزيره طواف ميدادند كه از جزيره دفاع كنند در ضمن هم اگر با