تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خود بدست و فرمان خود اين كار را مكن بلكه او را بجاى خطرناك بفرست كه اگر كشته شود آسوده خواهى شد و اگر فاتح و مظفر گردد كه بسود تو خواهد بود . پس او را بعمان روانه كن كه با خوارج جنگ كند و جزيره « بر كاوان » را قصد و با شيبان بن عبد العزيز يشكرى بستيزد . سفاح دستور داد خازم با عده هفتصد تن بجنگ خوارج برود بسليمان بن على كه والى بصره بود نوشت آنها را با كشتى براى جنگ خوارج روانه كند . خازم سوى « بركاوان » و عمان لشكر كشيد .

بيان حال خوارج و قتل شيبان بن عبد العزيز

خازم با عده خود رفت . عدهء هم از عشيره و غلامان و چاكران و موالى خود برگزيد و نيز عده ديگرى از اهل مرورود و كسانى كه به آنها اعتماد داشت انتخاب كرد و همراه خود برد . چون به شهر بصره رسيد سليمان كشتىها را براى حمل آنان آماده كرد و چون خواست لشكركشى كند گروهى از بنى تميم به او پيوستند و او دريا را نورديد تا بجزيره « بركاوان » رسيد در ساحل جزيره لنگر انداخت و عده پانصد تن بفرماندهى فضلة بن نعيم نهشلى را براى جنگ شيبان روانه كرد . نبردى سخت برپا شد شيبان تاب پايدارى نياورد و سوار كشتى شد و بعمان پناه برد . خوارج اتباع شيبان صفرى ( طائفه كه دارى عقيده صفرى بودند ) خوارج عمان هم اباضى ( فرقه ديگر كه داراى عقيده ديگر بودند ) بودند جلندى ( رئيس خوارج اباضى عمان ) با شيبان ( و اتباع او از خوارج صفرى ) جنگ كرد . شيبان در ميدان كشته شد كه ما شرح حال خوارج عمان را در وقايع سنه صد و بيست و نه ذكر كرده بوديم . شيبان هم بدين نحو كشته شد . خازم هم لشكر كشيد تا بعمان رسيد و در آنجا لنگر انداخت . لشكر خازم از ساحل عمان تا قلب صحرا رفت . جلندى و اتباع او بمقابله آنها پرداخت بسيارى از اتباع خازم كشته شد . برادر مادرى خازم هم در آن نبرد با عده نود تن كشته شد . روز بعد جنگ سختتر و بدتر شد . نهصد تن از خوارج كشته و نود تن به آتش سوختند . پس از هفت روز از ورود و جنگ خازم باز نبرد را به صورت ديگرى آغاز