كشيدند عبد الله ( عم خليفه عباسى و فرمانده كل ) اين آيه را خواند
« وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
يعنى دريا را شكافتيم شما را نجات داديم و خاندان فرعون باب فرو برديم در حالى كه شما ناظر و شاهد بوديد . گفته شده او غرق نشد بلكه در شام بدست عبد الله بن على كشته شد .
در آن واقعه سعيد بن هشام بن عبد الملك هم كشته شد ، باز هم گفته شد كه او بدست عبد الله بن على در شام كشته شد .
عبد الله بن على در مدت هفت روز در لشكرگاه خود ماند .
يكى از اولاد سعيد عاص درباره مروان گفت :
لج الفرار بمروان فقلت له * عاد الظلوم ظليما هم بالحرب
اين الفرار و ترك الملك اذ ذهبت * عنك الهدينا فلادين و لا حسب
فراشته الحلم فرعون العقاب و ان * تطلب نداه فكلب دونه كلب
يعنى : گريز بر مروان چيره شد و او را وادار و اصرار كرد كه بگريزد . كه آن مرد ظالم در فرار شتر مرغ ( ظليم ) شده ( كه بسرعت فرار معروف و مثل شده بود ) .
بكجا ميگريزى و مملكت را ترك ميكنى كه ملك و خلافت از تو بتدريج و آسانى رفته و ديگر دين و شرف نمانده . تو در حلم و پايدارى مانند پروانه هستى ( لرزان و غير ثابت ) و در كيفر دادن بمردم مانند فرعون . اگر از تو كرم و سخا بخواهند كه سگ هستى سگ هار كه هارى كمترين صفات تست .
عبد الله بن على مژده فتح و ظفر را بسفاح نوشت و لشكرگاه مروان را بيغما گرفت . در لشكرگاه سلاح و اموال بسيار بود كه بدست آمد . در لشكرگاه يك زن نبود جز كنيز عبد الله بن مروان . چون نامه پيروزى بسفاح رسيد دو ركعت نماز خواند و اين آيه به زبان آورد
« فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ
تا آخر آيه و قول خدا
وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ
. چون طالوت ( در تورات ) لشكر كشيد گفت :
خداوند شما را با يك رود دچار خواهد فرمود . تا آنجا كه فرمود و هر چه ميخواست خداوند به او ( طالوت ) آموخت ( اشاره برود فاصل بين مروان و عبد الله تا آخر داستان