تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
( سپاهيان ) فرمان بده كه از اسبها پياده شوند و بر زمين پايدارى كنند . منادى ندا داد كه فرود آئيد . سواران پياده شدند و نيزه‌ها را حواله كردند . اهل شام ناگزير اندكى عقب نشستند كه دفاع كنند . سواران پياده شدند و زانو بر زمين نهادند و نيزه‌ها را محكم بدست گرفتند . عبد الله هم چند گامى بيش رفت و فرياد زد . اى خداوند تا كى ما بايد در راه تو و براى تو نبرد كنيم . اى اهل خراسان براى انتقام ابراهيم امام پيش برويد و بخونخواهى او بكوشيد . يا محمد يا منصور ( يارى شده ) . گفته شد : جنگ ميان طرفين بر شدت خود افزود . مروان بقبيله « قضاعه » فرمان داد كه پياده شويد . آنها گفتند : بنى سليم بگو پياده شوند . بقبيله « سكاسك » گفت : حمله كنيد . گفتند : بنى عامر را را بگو حمله كنند . بقبيله « سكون » پيغام داد حمله كنيد . آنها گفتند : بگو « غطفان » حمله كنند برئيس شرطهء خود گفت : پياده شو . گفت : به خدا قسم من نمىخواهم خود را هدف و دچار كنم مروان گفت : به خدا قسم ترا كيفر بد خواهم داد . گفت : به خدا آرزو دارم كه تو چنين قدرتى پيدا كنى . مروان در آن روز هر كارى را كه ميكرد مختل مىشد . گنجها را بيرون كشيد و ريخت و نمايان كرد و گفت : اى مردم پايدارى كنيد . بزنيد و بكشيد كه اين مال براى شما و مال شماست . بعضى از مردم چيزى از آن مال ربودند . بمروان گفتند : مردم رو به اين مال كردند و ما مىترسيم كه آن را بيغما ببرند . به فرزند خود عبد اللّه پيغام داد كه اتباع خود را بلشكرگاه ببر و هر كه از مال چيز بيغما ببرد بكش و مال را محافظت كن . عبد الله پرچم را برداشت و برگشت ، مردم گفتند : الفرار الفرار . ( گمان كردند كه مروان قصد فرار دارد ) ، مروان گريخت و سپاهيان گريختند پل را هم بريدند گريختگان ناگزير خود را به آب انداختند كسانى كه غرق شدند بيشتر از كشتگان بودند . يكى از مردمى كه غرق شدند ابراهيم بن وليد بن عبد الملك بود مخلوع ( خليفه خلع و عزل شده ) نعش او را با ديگر مردم غريق بيرون
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 50 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت