تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
عباد بن عوام و اسحق بن يوسف ازرق و معاوية بن هشيم بن بشير و گروهى از فقها ، و علما ، تا آنكه دفتر او مشتمل بر عده چهار هزار گرديد آنگاه كار خود را آشكار كرد و آماده كارزار گرديد . به او گفته شد : اگر به شهر بصره به روى مردم بدون زحمت به تو خواهند گرويد او ميان شهر بصره در آمد و در خانه ابى مروان مولاى بنى سليم منزل گزيد كه آن خانه در گورستان بنى يشكر بود . سفيان بن معاويه ( والى بصره ) بر ظهور وى آگاه و مراقب كار او گرديد . چون محمد ظهور و قيام كرد به او نوشت كه تو هم قيام كن او ترسيد و غمگين شد . بعضى از ياران كار را در نظر او آسان نمودند و او را دلدارى دادند و گفتند : كار تو راست آمده بهتر اين است كه شبانه بر زندان حمله كنى و در را بشكنى و زندانيان را آزاد كنى آنگاه هنگام بامداد مردم گرد تو تجمع خواهند كرد و به تو خواهند گرويد او آرام گرفت و خرسند گرديد . منصور در خارج كوفه بود چنان كه قبل از اين نوشته بوديم . عده لشكريان او كم بود سه فرمانده از سالاران خود بمدد سفيان بن معاويه در بصره فرستاد كه او را در كارزار يارى كنند و اگر ابراهيم ظهور كند وارد جنگ شوند چون ابراهيم خواست قيام كند بسفيان اعلان نهضت خود را داد . سفيان هم فرماندهان را نزد خود خواند ( و آماده شد ) . ابراهيم در اول ماه رمضان سنه صد و چهل و پنج قيام كرد . نخست اسبها و چهار پايان لشكر را گرفت . نماز صبح را هم در مسجد جامع ادا كرد كه پيشنماز مردم گرديد . بعد از آن بكاخ امير ( دار الاماره ) رفت سفيان در آنجا تحصن و سنگر بندى كرده بود گروهى هم با او بودند . سفيان از او امان خواست و به او امان داد . داخل قصر شد در آنجا براى او يك حصير گسترانيدند باد آن حصير را برداشت و بساط را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت