تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
منصور عرض اساس را پنجاه گز قرار داد كه متدرجا عرض كم مىشد تا با على كه مىرسيد بيست گز مىشد . او چوب و نى در بنا به كار برد ( براى استحكام ) و خود نخستين خشت را بدست خود افكند ( گشود ) و گفت : بسم اللّه و الحمد للّه زمين ملك خداوند است و خداوند ملك را بهر كه از بندگان خود كه ميخواهد مىبخشد و عاقبت نيك نصيب پرهيزگاران خواهد بود . باز گفت : چنين بسازيد و بنا كنيد به يارى و بركت خداوند . چون ارتفاع ديوار حصار بيك قامت ( كله - قامت انسان ) رسيد حادثه محمد ( بن عبد الله در مدينه رخ داد و منصور ناگزير بنا را متوقف كرد و خود در كوفه اقامت گزيد تا از جنگ محمد و برادرش ابراهيم آسوده شد باز سوى بغداد رفت و بنا را انجام داد و بهر يكى از ياران و سالاران خود يك قطعه زمين بخشيد . منصور تمام لوازم و وسايل ساختمان شهر را آماده كرد . چوب و تير و ساج ( نوع مخصوص چوب هندى ) فراهم كرده بود . چون راه كوفه را گرفت غلام خود اسلم را بحفظ آنها گماشت . اسلم خبر شكست منصور غلبه ابراهيم را شنيد هر چه چوب در آنجا بود آتش زد . منصور از آن عمل آگاه شد و به او نوشت و سرزنش كرد . او پاسخ داد كه من ترسيدم بدست ابراهيم افتد ناگزير هر چه بود - آتش زدم . منصور هم ديگر دنبال نكرد و به او چيزى نگفت : ما ( مولف ) چگونگى ساختمان شهر ( بغداد ) را در تاريخ سنه چهل و شش ( پس از صد ) خواهيم آورد بخواست خداوند .

بيان قيام و ظهور ابراهيم بن عبد الله بن حسن برادر محمد

در آن سال ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ظهور كرد او برادر محمد است كه شرح حال و بيان واقعه او گذشت . او قبل از ظهور و قيام سخت تعقيب مىشد . كنيز او حكايت مىكرد كه او در مدت پنج سال در هيچ جا قرار نگرفت و هميشه در حال حركت و اختفا بود گاهى در فارس و گاهى در كرمان و زمانى در كوهستان و وقتى در حجاز و مدتى در يمن . پس از آن