تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
كرد و گفت : من شما را به خدا سوگند مىدهم كه خوب فكر كنيد . اگر اين واقعه بدين حال باشد مسلما نزد امير المومنين ( منصور ) ثابت خواهد شد كه ما نيز شريك وقوع آن مىباشيم آنگاه پس از آن حادثه نخستين ( قتل محمد ) بدين بليه مبتلا خواهيم شد كه ما مسبب اين عمل محسوب خواهيم شد . ما همه و اهل شهر و سياهان و غلامان دچار هلاك خواهيم شد . بنابر اين برويد و با آنها ( سياهان ) گفتگو كنيد كه برگردند و آرام باشند و باز مطيع و فرمانبردار شما گردند كه آن قيام فقط براى تعصب و يارى و حمايت شما بوده است . آنها رفتند و با غلامان و ساير سياهان مذاكره كردند سياهان گفتند : مرحبا مرحبا كه شما خواجه و مولاى ما هستيد ما فقط براى يارى و حمايت شما از روى تعصب و غيرت قيام كرده بوديم كه نسبت بشما ستم كرده بودند . اكنون ما مطيع شما هستيم . آنها را همراه خود به مسجد بردند . ابن ابى سبره خطبه كرد آنها هم از كار خود منصرف شدند . آن جمعه بدون نماز گذشت چون وقت نماز عشاء رسيد و مؤذن براى نماز عشا دعوت كرد هيچ كس براى نماز حاضر نشد . در آن هنگام اصبغ بن سفيان بن عاصم بن عبد العزيز بن مروان رسيد و براى نماز برخاست و ايستاد و گفت : من فلان بن فلان هستم . من بنام امير المؤمنين پيشنماز مردم ميشوم و شما باطاعت امير المؤمنين نماز مىخوانيد اين گفته را با صداى بلند دو و سه بار تكرار كرد آنگاه پيش رفت و نماز خواند . صفهاى جماعت آراسته شد و نماز با پيشنمازى و امامت او انجام گرفت . روز بعد ابن ابى سبره گفت : شما ديروز چنين بوديد و چنان كرديد . شما طعام ( انبار خواربار ) را غارت كرديد . هيچ چيز از مال يغما نزد هيچ كس نماند همه را بانبار برگردانيد . آنها هم همه را برگردانيدند . ابن ابى ربيع هم از محل « بطن نخل » باز گشت دستور داد دست وثيق و يعقل و ديگران را قطع كنند دست آنها را بريدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 198 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت