اهل مدينه بدانيد و آگاه باشيد كه ما براى خوشگذرانى و سيرى يا طلب ملك و دولت قيام نكرده و ديار خود را بدرود نگفتهايم . ما براى خونخواهى يا انتقام قيام نكردهايم . چون ديديم چراغهاى حق خاموش شده . حقپرستان هم دچار ستم شده و دادگران بقتل رسيدهاند دنيا كه فراخ است براى ما تنگ شده . نداى كسى را شنيديم كه دعوت به حق و عدل مىكند كه بايد خداوند بخشنده را اطاعت و به حكم قرآن عمل كنيم . ما هم داعى خداوند را اجابت كرديم
« وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ »
( آيه قرآن ) . يعنى هر كس دعوت ( نماينده و داعى خداوند ) خدا را اجابت نكند از او عاجز نخواهيم بود در اين زمين . ما از قبايل مختلف برگزيده شده و آمديم ( كه حق را زنده كنيم ) با اينكه خوار و ضعيف بوديم ( خداوند ) ما را پناه داد و نيرومند و مؤيد فرمود و يارى خواهد داد . ما بنعمت خداوند با هم برادر شديم و آمديم تا با رجال شما در محل « قديد » مقابله كرديم و ميان دو گروه گمراه و هدايت شده تفاوت بسيار است . بعد از آن ( گمراهان ) رو بما كردند در حالى كه شيطان طبل آنها را مىنواخت و آنها را با شتاب سوى ما مىراند ديگهاى شيطان با خون آنان مىجوشيد گمان او درباره ( حماقت و گمراهى ) آنها صدق يافته بود . از طرف ديگر ياران خداوند عز و جل دسته دسته و گروه گروه رسيدند شمشيرهاى هندى را آختند . آسياى جنگ بجنبش و گردش افتاد . زد و خوردى رخ داد كه اهل باطل را نااميد و بىتاب نمود . ( اهل مدينه ) . شما اى اهل مدينه اگر مروان و خاندان مروان را يارى كنيد خداوند شما را نابود خواهد كرد يا بدست ما دچار رنج و تباهى خواهد كرد و با هلاك شما مؤمنين تشفى حاصل خواهند كرد .
اى اهل مدينه به من بگوييد آن هشت قسمت كه خداوند بر مردم قوى و ضعيف مقرر داشته و فرض واجب نموده چيست ؟ كه آن هشت ماده واجب فزونتر نمىشود .
ديگرى آمد و يك ماده ديگر كه نهم باشد بر آنها افزود و آن ماده نهم را به خود منحصر نمود و با تكبر و ستم خود را مشمول آن ماده ( و در تسلط ) ذى حق نمود .
اى اهل مدينه شنيدهام كه شما اتباع مرا حقير و ناچيز مىدانيد و مىگوئيد