بيان قتل ابن عطيه
چون ابن عطيه جنگ را پايان داد در شهر صنعا اقامت نمود . مروان به او نوشت كه با شتاب نزد او برگردد تا به سفر حج برود و او امير حاج باشد . مروان فرمان امارت حج را براى او فرستاد او سپاه خود را اعم از پياده سوار كه عده آن بالغ بر چهل هزار بود در صنعاء گذاشت و خود با دوازده سوار برگشت چون به محل « جرف » رسيد دو فرزند جهانه مرادى با عده بسيار رسيدند و به او و ياران او گفتند : شما دزد و راهزن هستيد . ابن عطيه فرمان خود را به آنها نشان داد و گفت : من ابن عطيه هستم و اين فرمان امارت حج است كه از امير المؤمنين ( مروان ) به من داده شده . گفتند :
اين فرمان مجعول و باطل است و شما راهزن هستيد .
ابن عطيه ناگزير با آنها سخت نبرد كرد و كشته شد .
بيان قتل عام اهالى گرگان بفرمان قحطبه
در آن سال قحطبه بن شبيب عده سى هزار تن از اهالى گرگان كشت .
علت اين بود كه قحطبه شنيده بود مردم گرگان پس از قتل نباتة بن حنظله قصد تمرد و قيام را دارند . او داخل شهر گرگان شد و مردم را استنطاق كرد تا بر متمردين آگاه شد و آن عده را كشت .
نصر كه در « قومس » بود از آنجا رفت تا به محل خوار از توابع رى رسيد با ابن هبيره مكاتبه كرد و از او مدد خواست كرد . او ( ابن هبيره ) در شهر واسط اقامت داشت . نصر كار دشمنان را بزرگ شمرد و براى او شرح داد و نامه را با عده از بزرگان و اعيان خراسان فرستاد و نوشت من اهالى خراسان را امتحان كردم آنها همه به من دروغ گفتند بحديكه يك تن از آنها به من راست نمىگويد ( يارى و وفادارى نميكند )