تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
( به قرآن عمل نمىكنيم و اعتنا نداريم . مقصود رد حجت خوارج و مغالطه و بيباكى بود ) . ( ابو حمزه ) گفت : درباره يتيم چه مىگوئيد و چه مىكنيد ؟ ابن عطيه گفت : مال يتيم را ميخوريم و با مادرش زنا مىكنيم . چيزهائى ديگرى ميپرسيدند ( كه لشكر دشمن را ملزم و تحريك كنند ) چون سخن ابن عطيه را ( در بيباكى ) شنيدند جنگ را آغاز كردند . جنگ تا شب كشيد ( آنها خسته شده ) گفتند : واى بر تو اى فرزند عطيه خداوند شب را براى آسايش و آرامش و خواب آفريده . آرام باش . او نپذيرفت و جنگ را ادامه داد تا آنكه جمعى را كشت و جمع ديگر گريخته بمدينه پناه بردند كه اهل مدينه آنها را كشتند . ابن عطيه بمدينه رسيد و در آنجا مدت يك يك ماه توقف كرد . يكى از همراهان ابو حمزه كه كشته شده بود عبد العزيز قارى مدنى معروف بنام بىشكست ( فارسى ) نحوى كه از اهل مدينه و بعقيده خوارج معتقد بود و عقايد مذهبى آنها را مينوشت چون ابو حمزه وارد شهر مدينه شد به او پيوست چون خوارج كشته شدند او هم با با آنها كشته شد .

بيان قتل عبد الله بن يحيى

پس از اينكه ابن عطيه مدت يك ماه در شهر مدينه اقامت نمود سوى يمن لشكر لشكر كشيد وليد بن عروة بن محمد بن عطيه را بحكومت مدينه منصوب و جانشين خود نمود . مردى از اهل شام هم براى حكومت مكه برگزيد و خود سوى يمن لشكر كشيد . عبد اللّه بن يحيى طالب الحق كه در شهر صنعا بود خبر لشكركشى او را شنيد با عده كه داشت بجنگ او رفت نبرد واقع شد و ابن يحيى كشته شد سر او را بريدند و بشام نزد مروان فرستادند و ابن عطيه وارد شهر صنعا شد .