تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
نمايندگان ابو حمزه هم رسيدند و بانها پيغام دادند كه ما قصد جنگ و ستيز با شما نداريم ، بگذاريد آزاد باشيم تا با دشمن مقابله كنيم . اهل مدينه نپذيرفتند و پيش رفتند تا به محل « قديد » رسيدند اهل مدينه مردمى خوشگذران بودند مرد جنگ نبودند . آرام بودند كه ناگاه اتباع ابى حمزه از محل « فضاض » هجوم كردند . آنها را كشتند . كشتار در قوم قريش كه عمده لشكر بودند سخت واقع شد . بسيارى از آنها كشته شدند . بقيه منهزم شدند زنان مدينه بماتم كسى مىرفتند كه در عزادارى همكارى و يارى كنند در همان حين و حال خبر مرگ مردان خود آن زنان مىرسيد كه بر مىگشتند و براى كشته خود ماتم مىگرفتند . زنان كه براى عزادارى يك خانواده جمع مىشدند يك خبر قتل مرد خانواده خود را مىشنيدند و خارج مىشدند كه در خانه ماتم بگيرند بحديكه يك زن بدون مصيبت و عزا نمانده بود زيرا عده مقتولين فزونتر از حد و عد شده بود . گفته شده خزاعه ( قبيله معروف مكه ) ابو حمزه را در واقعه قديد يارى كرد و رخنه را نشان داد . عده مقتولين هفتصد تن بود .

بيان ورود ابو حمزه بمدينه

در آن سال و در سيزدهم ماه صفر ابو حمزه وارد شهر مدينه شد . او معذور بود زيرا قبل از جنگ اتمام حجت كرد و گفت : ما با شما كارى نداريم و نمىخواهيم با شما جنگ كنيم . اهل مدينه نپذيرفتند او با آنها جنگ كرد و بسيارى از آنها را كشت . عبد الواحد بشام رفت و ابو حمزه وارد شهر مدينه شد . و بر منبر رفت و در اثناء خطبه گفت : اى اهل مدينه من در زمان احول ( چپ چشم - لوچ ) از اين شهر مىگذشتم . خرما را آفت زده بود كه زيان شامل عموم گرديد . شما به او كه هشام ( احول ) باشد توسل نموديد كه از شما خارج نگيرد و او قبول كرد . بر ثروت توانگران افزوده شد و فقر و پريشانى تهىدستان هم سختر گرديد . شما به او گفتيد : خداوند به تو جزاى خير دهد . خداوند بشما جزاى خير ندهد و به او هم جزاى خير ندهد . اى